آرزو

دوست دارم در آغوش گرمت, مثل نیلوفر آرام گیرم

گر ز خویشم برانی به آنی, از فراغ نگاهت بمیرم

دوست دارم ز دستان پاکت, شاد و پروانه سان پر بگیرم

عشق یعنی همین حس که بی تو تا ابد در دل شب اسیرم

دوست دارم طلوعم تو باشی, هر سحرگاه وقتی خموشم

بی گمان هر طلوع دوباره, می کند بی تو یک عمر پیرم

عشق در دیدگانم هویداست, اشک هم انعکاس وجودش

در غم و آتش این جدایی, از زمین و زمان پاک سیرم

کاش یک بار یک لحظه با تو زندگی شادمان مال من بود

حسرت لحظه ای عاشقانه, حاصل آرزوهای دیرم

/ 51 نظر / 8 بازدید