درمان زخم و سوختگی

سلام

روزهای شلوغ باعث شدن که نتونم وبلاگ رو به روز نگه دارم. بیست و هفتم اردیبهشت ماه تاریخ شروع تجربه هایی بود که شریک شدنشون با دیگران می‌تونه در شرایطی که امیدوارم برای کسی پیش نیاد مفید واقع بشه.

اواخر اردیبهشت ماه و در پی اون خرداد و تیر جاری به جهت علایق شخصی و کاربرد عملی، برای من مصادف شد با یک دوره‌ی کارآموزی پرستاری و بهیاری غیرمستقیم که هرچند سختی‌های خاص خودش رو داشت اما چیزهایی بهم یاد داد که اگرچه در حیطه‌ی شغل و تحصیلاتم جایی ندارن اما توی زندگی می‌تونن خیلی کاربردیتر از آموخته‌های دانشگاهیم باشن.

این روزا درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها اونقدر شلوغ هستن که حتی اگر خودمون به لطف الهی درگیر و دچارش نباشیم نمی‌تونیم هم‌نوع‌هامون رو نادیده بگیریم یا مطمئن باشیم در آینده دچارش نخواهیم شد. هر کس به نحوی درگیر مشکل و درد خودشه اما یه بخش از آموخته‌های من مربوط هست به درمان بیماران سوختگی و زخم ها!

درمان سوختگی در بیمارستان و به شیوه‌ی سنتی:

توی شهر ما شیراز، فقط یک بیمارستان مخصوص بیماران سوختگی وجود داره به اسم قطب‌الدین که مربوط به دانشگاه علوم پزشکی و فعلا در ساختمان قدیمی خیابان فخرآباد واقع هست ولی اگر تعلل‌ها کنار گذاشته بشن و سرعت ساخت بیمارستان جدید که در شهر صدرا قرار گرفته بالا بره، منقل میشه. (هرچند ظاهر امر نشون دهنده‌ی یه دوره‌ی صبر طولانیست!)

بیمارستان قطب‌الدین بخش های مختلف مردان، زنان، اطفال، جراحی، درمانگاه و... رو داره که شیوه‌ی درمان در هر بخش بر اساس تجربه مسئولینش تفاوت‌های جزئی با هم دارن اما به طور کلی شیوه‌ای سنتی و بدون شک دردناک هست! از اونجایی که تطبیق با تغییرات و نوین شدن همیشه با مقاومت مواجه میشه، مقاومت مسئولین دانشگاه در به‌کار گیری روش‌های نوین درمان سوختگی به وضوح قابل مشاهده هست. متاسفم که باید بگم یه جاهایی حس می کردم منش جاری در بیمارستان آدمو یاد پادگان یا زندان میندازه! البته کار بهیارها و پرستارها در بیمارستان سوختگی بسیار سخت‌تر از همکارانشون در بخش‌های درمانی دیگه و قابل ستایش هست، من ایراد رو به مسئولین وارد می‌بینم! امیدوارم حداقل با انتقال بیمارستان به ساختمان جدید روش‌های نوین هم جای خودشون رو باز کنن.

بیماران سوختگی مراجعه کننده به این بیمارستان اغلب از شهرستان‌های اطراف و استان‌های جنوب کشور اومده بودن و علت سوختگی عمده‌ی افراد در بخش مردان انفجار کپسول گاز ماشین (اغلب ماشین‌هایی که با کپسول گاز LPG تغذیه میشن و غیر استاندارد هستن!)، پیک نیک و در مواردی هم آتش سوزی منزل، در بخش زنان بیشتر سوختگی با مایعات و بخار (مربوط به آشپزی) و امثالهم و در بخش اطفال به واسطه‌ی آتش بازی و یا ریختن مایعات داغ مثل شیر و آب جوش یا ریختن نفت و آتش گرفتن علاءالدین بود. در مواردی هم خودسوزی بیمار رو به بیمارستان کشیده بود که البته این مورد بین خانمها بیشتر دیده میشه. (توی بخش مردان تعداد افراد معتاد زیاد بود!! اکثر موارد سوختگی هم مربوط به افراد ساکن در محل‌ها و شهرستان‌های کم امکانات و محروم بود.)

شیوه‌ی سنتی درمان به این صورته که زخم‌های بیمار رو (فکر کنم با شامپو بچه و آب) شستشو میدن و لایه های مرده رو با استفاده از ابزار خاص (مثل همون چوب‌هایی که پزشک‌ها باهاشون گلوی بیمار رو می بینن!!) از زخم جدا می کنن. به این کار دبرید زخم میگن. (که در این حالت بسیار دردناک هست. توی بعضی از بیمارستان‌ها به خاطر همین درد زیاد در هر مرحله ی شستشو بیمار رو بیهوش می‌کنن. البته بیهوشی ضعیف مثل بیهوشی برای اندسکوپی ( اگر اشتباه نکنم برای بیهوشی کوتاه مدت از کتامین استفاده می‌کنن) هزینه‌ی بیهوشی کمی بالاست و اگر کسی متقاضی باشه توی قطب‌الدین هم این کار انجام میشه) بعد بتادین می‌زنن و باز میشورنش و در مرحله‌ی بعدی گاز وازلین روی زخم میگذارن و پانسمان می‌کنن. برای هر بار پانسمان چون فرصت پرستارها یا بهیارها کم هست مجبورن لطافت کمتر و در عوض سرعت عمل بیشتر داشته باشن و همین مساله درد و سختی شستشو رو تا حدی بالا می‌بره که بیمار تا مدتها پس از بهبودی هم زجر اون لحظه‌ها رو فراموش نکنه و درگیر اثرات روانی خاطرات تلخش باشه!! به هر حال تعویض پانسمان و شستشوی مجدد زخم تا زمانی ادامه داره که عفونت (که در سوختگی و درمان سنتی قطعا وجود داره) از بین بره، بافت زرد رنگ ریزش و پوست جدید شروع به رشد کنه و یا در صورت نیاز اعمال جراحی (اسکین گرفت یا پیوند پوست) انجام بشه (عموما در این روش جراحی، دبرید بافت مرده و پیوند پوست از بخش سالم بدن به بخش دچار مشکل انجام میشه که گاهی همزمان و در بعضی موارد هم با فاصله هست.)

تنها زمانی که پزشک‌های متخصص اجازه بدن و یا بیمار و خانوادش رضایت شخصی بدن بیمار از بیمارستان مرخص میشه.

نکته‌ی مهم و قابل توجهی که در تمام بیمارستان‌های ما وجود داره عفونت‌های بیمارستانی هست که در ساختمان‌های قدیمی خیلی مقاوم‌تر و خطرناک‌تر هستن. در عین حال آلودگی‌های محیطی معمولی هم مزید علت میشن تا بیمار طی مدت بستری داروهای آنتی بیوتیک خیلی قوی و با دوز بالا مصرف کنه که خودش عموما عوارض جانبی زیادی داره از جمله مقاوم شدن بدن و عفونت در برابر دارو، ایجاد مشکلات کبدی، ضعف عمومی بدن، یه لفظ عامیانه هم هست که حتما شنیدید میگن آنتی بیوتیک رگ رو خشک می کنه. همچنین چون بیمار عمده‌ی داروها رو با تزریق وریدی و به واسطه‌ی سرم دریافت می کنه و بیماران سوختگی هم بعضا رگ مناسب برای تغییر محل تزریق سرم ندارن از یک رگ به مدت طولانی‌تر از استاندارد استفاده میشه و این مساله خودش مشکلاتی رو درپی داره.

طول دوران بستری و درمان در این شیوه بالاست و عوارض بستری بودن بیمار در بیمارستان هم کم نیست. از افسردگی و عفونت های بیمارستانی (که حتی می‌تونن منجر به مرگ بشن!!) بگیرید تا ضعف و عواقب کم تحرکی مثل ضعیف شدن ماهیچه‌ها و کم شدن توان جسم و به دنبالش خطر تغییر شکل بافت آسیب دیده به واسطه‌ی ثابت نگه داشن مداوم بافت و رشد پوست به شکل ثابت که بعدا نیاز به درمان، فیزیوتراپی یا حتی جراحی‌های بعدی رو ایجاد می‌کنه و...

درمان سوختگی و زخم با استفاده از ژل و چسب کامفیل:

اول برای همه‌ی شما آرزو دارم که دچار سوختگی نشید چون یه بیماری سخت و شدیدا دردناک، خطرناک و با بهبودی بسیار زمان‌بر هست اما بعد از این آرزو، مناسب میدونم که یکی از روش‌های جدیدتر درمان سوختگی و عمدتا درمان زخم‌ها (مثل زخم بستر، زخم‌های دیابتی و...) رو بهتون معرفی کنم. این شیوه‌ی درمان با اینکه قدمت خیلی بالایی نداره  روند بهبود رو در بیماران سوختگی، زخم‌های بستر و موارد مشابه به شدت تسریع و از سختی و رنج دوره‌ی درمان کم می کنه. (شاید حدودا 20 یا بیست و چند سال باشه که توی ایران هم وارد شده و در بعضی مراکز که مقاومت مسئولین زیاد و جو بیمارستان مثل زندان و پادگان نبوده و یا به صورت خصوصی به درخواست بیمار و توسط افراد خاص مثل پزشکان و پرستارهای خبره و اغلب خارج از محیط درمانی و در منزل انجام میشه.) هرچند تبلیغات اینترنتی و اطلاعات آموزشی در این باره توی دنیای مجازی کم نیست اما گروه زیادی از افراد هنوز با این روش آشنایی ندارن و به همین علت رنج بیشتری رو متحمل میشن. امیدوارم توضیحات مختصر من شما رو برای کسب اطلاعات بیشتر ترغیب کنه و در موارد لازم برای خودتون یا آشناهاتون مفید واقع بشه.

قبل از هر چیزی باید اشاره کنم که واژه‌ی کامفیل (Comfeel) برگرفته از دو کلمه‌ی انگلیسی Comfortable feeling هست.

ژل کامفیل (ژل پیوریلون Purilon) در انجام دبرید زخم یعنی جدا کردن بافت مرده از بخش آسیب دیده بدون صدمه زدن به بافت زنده و سالم و پوست اطراف زخم کاربرد داره. به صورت تخصصی تر اینکه برای دبریدمان بافت نکروز سیاه یا زرد رنگ به روش اتولیتیک استفاده میشه.

با دقت در واژه‌ی Purilon می‌تونید متوجه بشید که برگرفته از کلمه‌ی Pure به معنای خالص و خلوص در این ژل بیانگر عدم وجود مواد دارویی هست. بخش زیادی از حجم این ژل رو آب مقطر تشکیل میده (حدود 90%) که با ذرات جاذب رطوبت سلولزی (CMC) و آلژینات کلسیم ترکیب شده و هیدروژلی با غلظت متعادل به‌وجود آورده که بین رطوبت دهی (Hydration) و رطوبت گیری (Absorption) تناسب ایجاد می کنن.

توضیح عمومی اینه که زخم دارای ترشح هست. اگر به بافت آسیب دیده توجه کنید طوبت حاصل رو می‌بینید. ژل کامفیل مقدار این رطوبت رو تنظیم می کنه یعنی اگر زیاد باشه کمتر و اگر کم باشه بیشترش می‌کنه. در حالت تعادل رطوبت، بافت مرده تجزیه و حل میشه بدون اینکه بافت سالم آسیب ببینه. (یعنی دبریدمان انجام میشه در حالی که در مقایسه با شیوه‌ی سنتی درد چندانی رو به بیمار تحمیل نمی کنه و یا در موارد خیلی حاد فرد رو برای دبریدمان ساده‌تر به کمک جراحی آماده می کنه)

این ژل غلظت مناسب و استاندارد داره که باعث میشه روی ناحیه‌ی زخم باقی بمونه و سرازیر نشه و نریزه زمین! اما درعین حال نیاز به مکمل داره یعنی باید همراه ژل از چسب کامفیل هم برای پانسمان استفاده کرد. چسب کامفیل مدلهای مختلفی داره. مربعی، ضربدری و شفاف که هر کدومشون می‌تونن به تنهایی برای مراقبت از زخم و یا به صورت مکمل همراه با ژل استفاده بشن.

این چسب هم از ذرات سلولوزی جاذب رطوبت تشکیل شده. بخش داخلی که خاصیت چسبندگی داره به هیچ عنوان روی زخم نمی‌چسبه و با اتصال به بافت سالم اطراف زخم از آسیب‌های بعدی ناشی از جداکردن چسب جلوگیری می کنه. ذرات سلولوزی این چسب با اتصال به بافت آسیب دیده (و در صورت استفاده از ژل در ترکیب با ژل و ترشحات زخم) تشکیل یک ژل شیری رنگ میده که به علت غیر قابل نفوذ بودن چسب از زیر پانسمان خارج نمیشه (و همچنین هیچ آلودگی به پانسمان راه پیدا نمی‌کنه) و حاصل تشکیل این ژل "درمان مرطوب زخم" هست. چسب کامفیل به واسطه‌ی ساختاری که داره بخش زیادی از درد بیمار رو کم می‌کنه و به بیمار حس راحتی میده. جالبه بدونید این چسب قابلیت عبور دادن اکسیژن و تبخیر متعادل بر حسب رطوبت مورد نیاز زخم رو داره اما نفوذ آلودگی و خروج ترشحات ازش ممکن نیست!! پس با این پانسمان خیلی راحت میشه حتی حمام رفت!

چسب 20*20 و ژل کامفیل

و اما شیوه‌ی پانسمان (با استفاده از ژل و چسب کامفیل):

این کار توسط افراد متخصص انجام میشه اما به این صورت هست که زخم بیمار رو با استفاده از سرم شستشو تمیز می کنن. ( سرم شستشو نباید خیلی سرد یا خیلی گرم باشه!) بعد به مقدار لازم روی زخم ژل میگذارن و چسب رو روی اون می چسبونن. ژل زیر چسب پخش میشه و بعد از یه مدت زمان کوتاه با ترکیب شدن مواد ژل، چسب و ترشحات زخم، ژل شیری رنگ زیر این پانسمان تشکیل میشه. اگر اندازه‌ی چسب در برابر اندازه‌ی زخم مناسب بوده باشه و چسب به بافت سالم چسبیده باشه این پانسمان تا چند روز بدون نیاز به تعویض، زخم رو حفاظت و به سمت بهبودی هدایت می‌کنه. وقتی ژل شیری رنگ به لبه‌های پانسمان رسید و پانسمان اشباع شد اون وقت باید پانسمان رو تعویض کرد. (بسته به زخم حداقل 48 ساعت تا اشباع پانسمان زمان طی میشه. گاهی کمتر و گاهی بیشتر!)

برای تعویض پانسمان، گوشه‌ی چسب رو از پوست جدا می کنیم. ژل و چسب به طور کامل از زخم برداشته میشه بدون اینکه درد یا فشاری به زخم وارد کنه اما چسب رو از قسمت سالم پوست خصوصا اگر مو داشته باشه باید به آرومی جدا کنید چون محکم می چسبه و ممکنه ایجاد درد کنه!

بعد از برداشتن پانسمان، زخم رو با سرم شستشو تمیز می کنن و در صورت نیاز مجدد پانسمان تازه انجام میشه. در هر بار تعویض پانسمان، بافت مرده کمتر میشه و در صورت نیاز، بستر برای استفاده از داروهای ترمیم کننده‌ی بعدی هم آماده میشه.

با این روش دردناکترین و سخت‌ترین بخش درمان سوختگی یا زخم که شستشو و دبرید بافت مرده هست با حداقل میزان درد و در مدت زمان خیلی کمتری انجام میشه. چون در شیوه‌ی سنتی علاوه بر ایجاد عفونت که هم خطرات بیماری رو بالا میبره و هم طول درمان رو، تخریب بافت هم وجود داره که بدون شک طول درمان رو به شدت افزایش میده. حتی من خودم در مقایسه دیدم که در شیوه‌ی سنتی بافت زرد مدام و مدام تشکیل میشه که نشون دهنده‌ی تخریب بافت در حال شکل گیری هست. یعنی پوست جدید ذره ذره به وجود میاد اما به خاطر عفونت، تعریق، اصطکاک و عوامل دیگه تخریب میشه و حتی عمق زخم رو بیشتر می کنه!!! در حالی که با استفاده از پانسمان کامفیل تخریب بافت وجود نداره، عفونت به پانسمان راه پیدا نمی‌کنه، اصطکاک بین بافت آسیب دیده و فضای عمومی مثل لباس، ملحفه و... به حداقل میرسه و خصوصا برعکس شیوه‌ی سنتی که پانسمان به بافت زخمی می چسبه و موقع جدا کردنش خودش دوباره باعث آسیب میشه، هیچ آسیبی به زخم وارد نمیشه!

در مراحل بعدی درمان سوختگی‌ها بعضی از پزشکها کرم Biafine رو تجویز می‌کنن. برای درمان کلوئید (گوشت اضافه‌ای که ممکنه روی بافت آسیب دیده ایجاد بشه) و جای زخم هم از ژل کنتراکتیوبکس (contractubex) استفاده می کنن. (البته هر پزشکی بر اساس تجربیات و آموخته‌هاش نظر خاص خودش رو داره، مثلا ممکنه یه پزشک قدیمی فقط ترکیب وازلین و بتامتازون!! رو برای زخم سوختگی تجویز کنه!!!!!!!!! اما بین پزشکهای توانمند این دو مورد دارو رو زیاد دیدم که در تجویزش هم نظر باشن.)

بهتون پیشنهاد می کنم کمی درباره‌ی کرم Mebo و Mebo Scar هم مطالعه و تحقیق کنید. ترمیم کننده‌های معرکه‌ای هستن!

کرم مبو و کرم مبو اسکار

راستی جهت اطلاع، شنیدم که محصولات کامفیل و مبو رو توی داروخانه‌های تهران میشه پیدا کرد اما توی شیراز تا الان فکر نمی کنم داروخانه‌ها آورده باشن یا اگه داشته باشن هم تعدادشون بسیار کمه. برای تهیه‌ی محصولات کامفیل توی شیراز باید به فروشگاه‌های تجهیزات پزشکی که عمدتا توی خیابان صورتگر هستن و برای تهیه‌ی کرم مبو و خیلی از داروهای آرایشی - بهداشتی دیگه هم به فروشگاه‌های لوازم آرایشی - بهداشتی خیابان انوری مراجعه کنید. هرچند داروهایی مثل بیافن و کنتراکتوبکس هم که قبلا تقریبا بیشتر از این داروها در دسترس بودن این روزا مثل خیلی از داروهای دیگه اونقدر کمیاب شدن که در مراجعه داروخانه‌های متعدد از فروشنده پاسخ "نداریم" میشنوید!! جای تعجب نداره اما امیدوارم این روند موقتی باشه.

و اما چند کلمه حرف دل...

بر اساس توضیحاتم درباره‌ی روش‌های نوین و سنتی درمان خودتون تفاوت‌ها رو ببینید. (من خودم در عمل دیدم! حتی هستند بیمارانی که طبق تجویز پزشک باید عمل قطع عضو انجام میدادن ولی به حرف پزشکشون گوش ندادن و با استفاده از روش‌های نوین الان مدتهاست که با بدن کاملا سالم یا حداقل با کمترین میزان ممکن آسیب و بدون قطع عضو دارن زندگی می کنن!) همینه که منم مثل خیلی‌های دیگه از مسئولین و خصوصا پزشک‌هایی که حاضر نیستن با روش‌های جدید و علم روز ارتباط برقرار کنن و یا با اینکه وظیفه شغلی،شرعی و انسانیشونه اما دنبال به روز کردن اطلاعاتشون نرفتن یا رفتن و میدونن و ازش استفاده نمی‌کنن (حالا یا از بابت هراس و نگرانیشون، یا از عدم اعتمادشون، یا بی علاقگیشون به مطالعات مضاعف و وقت گذاشتن برای به روز شدن و همگامی با طب روز دنیا، یا به خاطر سود مادی که استفاده نکردن از شیوه‌های نوین درمانی ممکنه داشته باشه براشون یا هر دلیلی حتی بعضا دگماتیسم و خود بزرگ بینی که متاسفانه بینشون وجود داره و...) و متاسفانه تعدادشون هم بسیار زیاده، گله دارم!

قصدم جسارت به پزشک‌ها نیست اما متاسفم که افرادی رو می‌بینم که واقعا تاریخ انقضای دانششون گذشته ولی هنوز به طبابت مشغول هستن و تلاش کافی برای رشد خودشون و حفظ سلامت و جان بیمارشون نمی‌کنن و در همین حال مسئولیت‌های سنگینی رو هم میپذیرن و با این کار که به نظر من خیانت به مردم و همکاران وخلاصه همه‌ی افراد هست، کل جامعه‌ی پزشکی رو هم تحت‌الشعاع قرار میدن و هم زیر سوال می‌برن! افرادی که حتی حاضر به شنیدن انتقاد نیستن چه برسه به پذیرفتنش!!

شاید یه روز مردممون بتونن به این قشر یادآوری کنن که نه تنها بیمارانی که خودشون تحصیل کرده و حتی در رشته‌ی تحصیلی و شغلی خودشون سرآمد و توانمند هستن بلکه قشر عمومی و عامه هم لایق تکریم و احترام هستن و حق دارن (حداقل در مقابل بهای پرداختیشون که متاسفانه کم نیست و بیمه هم بعضی وقتا حرفی برا گفتن نداره) از استانداردهای پزشکی و طب به روز و صحیح بهره‌مند بشن! همه حق دارن...

شاید پزشک امروز خودش بیمار فردا باشه!!!

در کنار این افراد هم، هستند مسئولین و پزشک‌هایی که واقعا لایق تحسین و احترامند. براشون آرزوی بهترین‌ها رو دارم. اما باز هم برای همه آرزو می کنم که سلامت و از مراجعه به مراکز درمانی بی‌نیاز باشن. شما هم برای ما آرزوی متقابل کنید فرشته

امیدوارم نوشته های طولانی این پستم جبران سکوت ماه گذشته رو کرده باشه و مفید واقع بشه.

همواره شادمان و سلامت باشید

---

پ.ن:

رمضان ماه دعاست، ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید. 

/ 23 نظر / 1898 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

با سلام من امدادگر ودر شیراز هستم و در یادداشت قبلی یادم رفت خواهش می کنم بنویسید که در چه رشته ای تحصیل کرده اید

محمد علی

سلام داداش خدا رو شکر وبلاگ شما رو پیدا کردم عزیز ما شیراز می شینیم متاسفانه پای بنده با اگزوز موتور سوخته و سوختگی درجه 2 هست رفتم بیمارستان قطب الدین بلای سرم آوردن که پشیمون شدم از ادامه درمان پام هم فکر کنم عفونت کرده بیمارسانی که این پانسمان رو می کنه می تونید معرفی کنی خیلی ممنون می شم.[گریه]

هادی

سلام مطالب رو تا اونجا که نوشته بودید بیمارستان قطب الدین سوختگی رو بصورت سنتی درمان مبکنه خوندم من نمیدونم این مطالب چه سالی نوشته شده شاید مربوط به سالها پیش باشه چون الان در بیمارستان قطب الدین جدیدترین و بهترین روش درمان سوختگی درجه سه انجام میشه که جراحی زود هنگام و برداشت بافت مرده و پیوند پوست در روزهای اول سوختگیه که فقط در این بیمارستان انجام میشه اگر هم در تهران این جراحی انجام میشه در کلینیک های خصوصیه که من نتونستم جایی رو تو نت پیدا کنم من خودم دچار سوختگی درجه سه شدم و باید بگم 950 کیلومترو رفتم تا تو همین بیمارستان با یک عمل و چند روز بستری درمانی که تو شهر خودمون قرار بود چند ماه بخاطرش بستری اشم رو انجام دادم و الانم خیلی خوبم و به جای شستشوی روزانه که خدا میدونه چقدر درد داشت با یه جراحی از ادامه این روش برای چند ماه خلاص شدم تا قبل از پیدا کردن دکتر ایاز که این جراحی رو تو قطب الدین انجام میده دو هفته با روش قدیمی تحت درمان بودم به نظرم تو معرفی این بیمارستان تجدید نظر کنید چرا که به نظرم یا مطلب ماله قبل 89 هست و یا خصومت شخصی باعث نوشتن مطالب شده

ebi

سلام بزرگوار بسیار عالی بود. در مورد بیمارستان قطب الدین هم متاسفم. یک بیمارستان اینهمه مراجعه کننده و فقط و فقط یک دکتر که طبیعتا راندمان کار را پایین می اورد. دکتر ایاز هم بنظر بنده بسیار دکتر خوبی هستند و نعمتی برای بیمارستان قطب الدین اما مگر میشه یک دکتر هم ویزیت کنه هم جراحی کنه هم جدیدا به کار آموز ها همزمان تدریس کنه ؟!!! واقعای برای شهرم متاسفم که قطب سلامت خاورمیانه هست ولی بیمارستان قطب الدینش اینهمه کمبود داره. بهر حال جای شکرش باقیست که همینم هست. ضمنا بنده دستامو دکتر ایاز عمل گرافت انجام داد. خدا خیرش بده و هرجا که هست تندرست و سالم باشه اما ایکاش تشخیص میداد عملم نکنه و با همین روش جدید مداوام میکرد.

دانشجوی پزشکی تهران

سلام برادر . حرف های وبلاگتون نه در قالب علمی می گنجید نه در قالب ژورنالیستی . به این علت که این دو قالب دور از قضاوت و غرض ورزی هستند و باید فقط اطلاعات در اختیار مخاطب قرار بدهند . علت اینکه پزشکان از این پمادها استفاده نمی کنند اینه که در منابعشون ذکر نشده . منابع علمی پزشکی رو نه شما که پزشک نیستید و نه حتی پزشکان متخصص ایرانی می نویسند . منابع اکثرا نوشته ی ایالات متحده ی امریکا هستند . در اون کتاب ها فقط اسم داروهایی که تاییدیه ی سازمان غذا و داروی امریکا رو داشته باشند و در کارازمایی های بالینی متعدد موفق شده باشند اورده میشه . یک تنه به قاضی رفتن و متهم کردن پزشکان کار آسونیه به خصوص وقتی نادان باشید

دانشجوی پزشکی تهران

سلام مجدد . نادان در علم پزشکی منظورم بود وگرنه در علوم دیگر شاید شما اعلم باشید . شما پزشکان را توصیه به ازمودن تجارب جدید می کنید و این در حالیست که اگر بیماری از پزشکش برای درمان نامناسب شکایت کند ، پزشک تنها در صورتی تبرئه می شود که خط به خط مطابق با کتب درسی اش عمل کرده باشد . اگر به جای سیلورسولفادیازین از کامفیل استفاده کند و بیمار شکایت کند ، پزشک مقصر شناخته می شود و برایش حکم صادر می شود . باز هم توصیه می کنم یک تنه به قاضی نروید و همه ی جوانب را مطالعه بفرمایید و در نظر بگیرید

علی

با سلام ممنون از مطالب مفیدتون من هم دچار سوختگی 36درصد شده بودم و 20روز در همین بیمارستان قطب الدین بستری بودم و قرار بود همین دکتر ایاز که بنظر من واقعا اسم دکترا رو خراب کرده رو دستام عمل پیوند انجام بده که خدا یه فرشته نجات سر راهم قرار داد و با همین روشهایی که نوشتید درمان شدم و دستایی که قرار بود پیوند پوست بخوره کاملا سالم شد. این دوستانی که نوشتن شما دارید با قصد و غرض حرف میزنید به نظر من کاملا در اشتباه هستن خود من توی این 20 روزی که اونجا بودم بیشترین زجر و درد رو تحمل کردم فقط کسایی که سوختگی داشتن و توی این بیمارستان صبح تا صبح شست و شو شدن میفهمن که من چی میگم.من تا روزی که از بیمارستان مرخص شدم تمام کمرم زخم بود و ملاف روی تخت کامل خونی میشد.ولی با همین روشها مداوا شد. این آقای ایاز اگر واقعا با علم و دانش به این روشهای جدید داره روشهای 50سال پیش رو انجام میده (که مطمئنا میدونه )امیدوارم که خیر نبینه و همونجور که من و امثال من توی بیمارستان زجر کشیدیم توی راه خودش و عزیزانش بیاد. بازم ممنون که تجربیات خودتون رو نوشتید امیدوارم که باعث بشه یه عده کمتر زجر و درد بکشن. موفق باشید

شجاعی

سلام باتشکرازمطالب مفیدتونوتشکرازادب شمادوروزه که صورتم باشعله آتش سوخته ولی سطحیه ودکتربیمارستان قطب الدین پمادبموراتجویزکردندولی متاسفانه هنوزنتونستم تهیه کنم

شجاعی

سلام باتشکرازمطالب مفیدتونوتشکرازادب شمادوروزه که صورتم باشعله آتش سوخته ولی سطحیه ودکتربیمارستان قطب الدین پمادبموراتجویزکردندولی متاسفانه هنوزنتونستم تهیه کنم

شجاعی

سلام باتشکرازمطالب مفیدتونوتشکرازادب شمادوروزه که صورتم باشعله آتش سوخته ولی سطحیه ودکتربیمارستان قطب الدین پمادبموراتجویزکردندولی متاسفانه هنوزنتونستم تهیه کنم [لبخند][لبخند]