باران! خرید! نمایشگاه! تولد!

آسمان تا کی صبوری می تواند داشتن؟

تا به کی اندوه دلتنگی به دل انباشتن؟

تا کجا دور از تو در تنهایی خود سوختن؟

دیدگان خسته ی خود را به فردا دوختن؟

باز ابری می شود پهنای چشم آسمان

بغض بارانی شدن را می شکافد بی امان

می زند باران و صدها رود جاری می شود

بی گمان او هم دچار بی قراری می شود

گرچه دارد عاشقی در آسمانها عالمی

آسمان هم طاقتی دارد، خدایا مرحمی!

 

سلام.

اخیرا به فی البداهه نویسی علاقه مند شدم. اگر ایرادی توی شعرهام هست (که بدون شک هست!) به بزرگواری خودتون ببخشید و منو از راهنمایی هاتون بی نصیب نگذارید!

این هفته هفته ی پر برکتی بود. چون بعد از مدتها آسمان رحمت الهی رو به خاک تشنه هدیه داد. باران اونقدر زیبا و شورانگیز در حال باریدن بوده و هست که احساس رو برانگیخته می کنه و آدم عاشق و عاشق تر میشه!

دلم می خواد به جبران خشکسالی گذشته امسال سال پربارانی باشه. البته امیدوارم خدا نگاهش رو از هیچ فردی (خصوصا افرادی که سقف سرشون سقف کبود آسمان هست!) بر نگردونه!

احتمال قریب به یقین از هفته ی آینده اگر مشکلی پیش نیاد علاوه بر تدریس توی آموزشگاه، توی یه مهدکودک هم تدریس می کنم. اما این بار برعکس آموزشگاه که رده ی سنی بچه ها تقریبا بزرگسال هست، بچه های مهد کودک بین 2 تا 5 ساله هستن و این مساله ذهن منو درگیر کرده که به بچه های مهد چطور باید تدریس کرد!

یکی دوتا از دوستام گفتن که کار مشکلی رو قبول کردی! خودمم قبول دارم که کار با بچه هایی که هنوز زبان مادریشونو هم به سختی حرف می زنن ساده نیست اما فکر می کنم می تونه جالب باشه! تجربه کردنش ضرری نداره! تدریس همه مدلیش زیبا و دوست داشتنی هست. من از پسش بر میام!

و اما بعد...

بالاخره بعد از مدتها تونستم تصمیم بگیرم و یه گوشی انتخاب کنم. دیروز همراه مجید و صبا رفتیم و یه P1i سونی اریکسون خریدیم. توی 24 ساعت اخیر که از عملکرد و سرعتش راضی بودم. امیدوارم بعد از اینم همینطور باشه.

حدود یک سال پیش با اسرار مجید و بچه ها یه سیم کارت ایرانسل گرفتم و با گوشی قدیمی مجید که سامسونگ X100 بود و اتفاقا مشکل هم داشت راهش انداختم. تلفن همراه برام اهمیتی نداشت که بخوام براش هزینه کنم! اوایل حتی یادم می رفت که از خونه برش دارم! مجید خودش یه سونی اریکسون K750i گرفت و هنوز ازش استفاده می کنه و راضی هم هست. اما من توی این فاصله به خاطر خراب بودن گوشی سامسونگ که اتفاقا دوستش داشتم، گوشی های ساده ی دیگه ای رو هم تجربه کردم. یه مدت گوشی سونی اریکسون j100 دستم بود، بعد از اون یکی دو روز رو با یه نوکیا 6100 سر کردم و آخر سر هم نوکیا 1100 که به نظر من یه گوشی مناسب بود. چون تا قبل از این برام مهمترین خصوصیت گوشی تلفن همراه، توانایی مناسب در برقراری تماس و ارسال و دریافت پیام بود و بقیه ی امکاناتش زیاد برام مهم نبود، ازشون راضی بودم. اما عقیده داشتم که اگر قرار باشه هزینه ای رو بپردازم و خودم یه گوشی بخرم باید در حد ممکن بهترین رو انتخاب کنم! به همین دلیل P1i به نظرم مناسب اومد و خریدمش!

علاوه بر اون، مجید هم بالاخره دوربین مورد علاقه خودش رو خرید. (Canon 450D) یه دوربین ایده آل و مناسب! حالا احتمالا فرصت های بیشتری برای به روز کردن فتوبلاگ خواهم داشت.

هرچند برای خریدن گوشی و دوربین نزدیک به یک میلیون و دویست هزار تومان هزینه کردیم که اتفاقا مقداریش هم وام بود، اما من کاملا راضی هستم. خصوصا که مجیدم مدتها بود به خرید دوربین فکر می کرد و خودم هم به یه گوشی خوب نیاز داشتم. فکر می کنم ارزشش رو داشته! امیدوارم بعد از این هم نظرم همین باشه که الان هست!

راستی تا یادم نرفته...

1- نمایشگاه کتاب شیراز هم دائر شده. طبق معمول چند ساله ی اخیر، مکانش شهرک گلستان، نمایشگاه بین المللی فارس هست.

2- خواهرم (صبا) با دوتا از دوستاش از 20 تا 26 آبان توی نگارخانه ی آبگینه که توی بلوار چمران هست یه نمایشگاه نقاشی خواهند داشت. هرچند هر سه تازه کار هستن اما دیدن نقاشی هاشون خالی از لطف نیست!

صبا سفارش کرده بگم که...

واسه دیدن نمایشگاه، همه دعوتید!

3- روز 12 آبان تولد مادر عزیزم هست. از همین حالا سالگرد تولدشون رو تبریک میگم و امیدوارم تا هستم سایه ی محبت و لطفشون بر سر همه ی ما برقرار باشه.

برای همه روزهای خوب و شیرینی رو آرزو می کنم و برای زمین تشنه هم باران کافی

شاد و پایدار باشیدقلب 

/ 31 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
و

من که خصوصی فرستادم !

ملیحه

سلام سارا خانم به روزم[گل]

جاسوییچی

سلام. از ذستت دلخورما...خیلی کم به ما سر میزنی[قهر] ولی حالا عسب نداره از این به بعد جبران کن. گوشی نو مبارک..p1 گوشی خوبیه...جزو پرفروشترین برندهای اریکسون 2007 بوده.[دست]

جاسوییچی

اووووووووووووه چقدر سوتی[ناراحت][ناراحت]. این کامنت قبلی منو پاک کن آبروم نره. به روزم...باز دوباره منتظرم نذار سر بزن.[گل]

سلام

سلام خيلي عالي بود بهت تبريك ميگم كه اين قدر خوب مي نويسيد ساده ولي پر محتوا. به هر حال اوميدوارم كه موفق باشي. با آرزوي بهترين لحظات براي شما. باز هم منتظرم. باي[گل]

مهدی اردکانی

سلام! ما اومدیم. یه تصمیمی گرفتم اینم اینه که نمی دونم آخه چه جوری بگم من نمیررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم خوب در ابتدا بگم که شعر خوبی نوشتی دوم اینکه گوشی نو مبارک ولی من اگه به جای تو بودم n78 می گرفتم. ولی بازم خیلی گوشی خوبی. سوم اینکه دوربین نو هم مبارک من خودم nikon d90 دارم به نظر من نیکون بهتر بازم کنون خیلی بهتر از سونی و پاناسونیک چهارم اینکه شیرینی این دو تا رو کی می خوریم؟؟؟ [سوال] پنجومن به خاهرتون تبریک می گم بابت نمایشگاه نقاشی خیلی خوب ما که نمی تونیم بیام چی؟؟؟؟[سوال] تولد مادرتون هم مبارک بادددددددددددددد[هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا] خوب ما رفتیم یه چیزایی دیدیم که واقعا دیدم ما چقدر عقب هستیم فقط در باره یه چیز شون دارم می نویسم می زارم تو وبلاگ که بیاد. اگه موافق باشید می خوام یه تومار برای اجرای کامل قانون کپی رایت در ایران راه بندازم اگه پایه هستید بهم بگید. خدا نگهدار.... موفق باشی[خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ]

milad

salam khaste nabashi baad az modathast behet saar miz\anam yani be hame paivandaye blogam sar mizanam namayeshgah ketabam jaleb bood !! baroon ke aslan vase man jaleb nist !! vali khob bazam khoda ro shokr khailia ro khoshal kard .......[لبخند]

فواد

من پرم از خالی... دلم هوای رفتن دارد... ... .... ..... کوچه مرا صدا می زند انگار... و شهر برای من دلتنگ است.. اما خانه بوی کهنگی میدهد.. بوی گند آرزوهایم را! در این نزدیکی ها گورستانی ست انگار!

حامد

وبتون برام جالب بود راستی منم یه پیام نوری ام تو کلبه ی کوچیک مجازیم منتظرتم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

میلاد

به نام نگارنده ی غیب درود میدونم دیگه خیلی دیر شده ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست.تولد مادرتون رو تبریک میگم با چند ماه و خورده ای تاخیر (البته یکسال دیر کرد منو حساب نکنید) براشون و براتون آرزوی نشاط و روزهای طلایی می کنم. یه جا خوندم یه نفر یه دوست داشته که در طول سال چهار بار و در چهار فصل تولدش بوده و جشن میگرفته / خوش به حالش بنا به تحقیقی پیرامون تخت جمشید به اینجا رسیدم و بعد........ از اونجا که خودم دلنوشته دارم و شعر رو دوست دارم اومدم اینجا و بعد......... و از طرفی که عاشق غزل هستم این مثنوی رو که خوندم فکر کردم دارم غزل میخونم و بعد........ باعث خوشحالی و افتخار من شد که با وب شما آشنا شدم پس تا بعد.