یک پنجشنبه ی خوب!

می روی شاید فراموشم شود افسانه ات

آتش چشمان تو،  وقتی شدم پروانه ات

می روی آهسته و پاسخ نمی گویی چرا

بی تو در تنهایی خود سر کند دردانه ات

آسمان چشمهایم بی تو بارانیست، آه

بی گمان باران نمی بارد به بام خانه ات

گفته بودی بی تو یادت از دلم پر می کشد

کی ز یادم می رود آن چهره ی مردانه ات؟

یاد آن ایام شیرین خوش که خندیدی و من

با تمام هوشیاری ها شدم دیوانه ات

من که در بود و نبود چشمهایت سوختم

آشنا بودم ولی خواندی مرا بیگانه ات

در خیال و آرزوهایش دلم می دید و بود

یک وجود خسته اما تکیه گاهش شانه ات

 

***

سلام.

امروز به نسبت روزهای گذشته حس بهتری داشتم. سر کلاسی هم که به جبران تعطیلات مکرر یکشنبه و سه شنبه ی تقویم تشکیل داده بودم واقعا حس خوبی داشتم. هرچند عصر پنجشنبه بود و فکر کنم بچه های کلاسم همشون خسته بودن! تازه بیشتر بچه ها نیومده بودن کلاس!

به هر حال پنجشنبه ی خوبی رو پشت سر گذاشتم.

صبح طبق نوشته ی سایت دانشگاه، ساعت 10باید انتخاب واحد می کردم اما گذاشتمش واسه فردا تا امروزمو درگیر دانشگاه مسخره و به درد نخور پیام نور نکرده باشم! اما بازم نشد! انتخاب واحد خودمو بی خیال شدم، اما تماس و درخواست دوستان باعث شد این خراب شده دست از سرم بر نداره! هرچی که هست، ازش بدم میاد! شده مثل زندان آلکاتراس که راه خروج نداشت!

اگر وضعیت نمره ها و امتحانات این ترم رو دیده بودید حتما خودتون می فهمیدید چرا میگم خراب شده ی مزحک!! به هر حال اگر دلتون می خواد شما هم یکی از زندانیای دانشگاه پیام نور باشید، در بازه!! بفرمایید تو!!!!

توی زمان آزادی که داشتم، با اینکه به خاطر مشکل کوچکی که برای چشمام پیش اومد و عینک و خستگی هام نتونستم طبق برنامه پیش برم و کارای عقب موندمو جبران کنم اما بازم بد نبود. حداقل چند قسمت دیگه از سریال lost رو تماشا کردم. البته بعد مجید که بخواد نگاه کنه دوباره تکه تکه همراهیش می کنم. (البته بسته به وضعیت و شرایط اون زمان!!) تکراریش هم جذابه!! خصوصا که از لهجه ها و نحوه ی حرف زدن و واژه هایی که هر کدوم از شخصیت های فیلم به کار می برن خیلی خوشم میاد.

دیروز واسه لپتاپ یه هارد جدید گرفتیم. فکرشو هم نمی کردم به نسبت هارد PC این همه گرون تر باشه! 75 هزار تومان برای یه هارد 160! البته فکر کنم هارد sata یه مقدار ارزون تر بود اما به لپتاپ ما نمی خورد!!!

یکی دو روز اخیر رو با صدای همایون شجریان سپری کردم. خصوصا وقت رانندگی! یه آرامش خاص بهم میده! هنوز آرامش بخش تر از موسیقی سنتی ایرانی پیدا نکردم هرچند خیلی از ایام رو با صدای Celine Dion ، Evanescence  ، مریام فارس، و خیلی از خواننده های خارجی سپری کردم اما هنوز صداهای ماندگار ایرانی مثل صدای شهرام ناظری، شجریان، بهرام حصیری، افتخاری و نمونه های مشابه با سازهای ایرانی خصوصا ترکیب سه تار و سنتور و تار و دف و تنبک و فلوت و سازهای مشابه برام جذابیت زیادی دارن.

راستی دیروز بالاخره اینجا یه نم بارون زد! دلمون یه ذره خوش شد هرچند می دونیم خشکسالی امسال فارس برامون پیام آور یه تابستان نه چندان خوشایند هست! بازم کم آبی و بی برقی و گرمای طاقت فرسا! خدا رحم کنه!!!

واسه اینکه حسرت دیدن برف سفید و براقی که بشه باهاش آدم برفی ساخت به دلمون نمونه و خیال نکنیم این چیزا فقط مال زمان بچگیمون بوده، این سری که مجیدم برگرده از سر کار، احتمالا یه برنامه میذاریم بریم اردکان فارس (یا همون سپیدان!!). واقعا دلم می خواد سردی و لذت آب شدن یه گوله برف درشت رو توی دستام حس کنم و مثل بچگی هام لبخند بزنم!

راستی تا یادم نرفته...

دیروز یه تماس تلفنی از طرف یه همدانشگاهی قدیمی داشتم! آقا هادی گل که چقدر با تماسش خوشحالم کرد. الان کم کم 4 سال از عقد کنانشون با خانم گلش میگذره و هنوز یادشه که بهم قول داده واسه عروسیشون دعوتم کنه!! از همین حالا واسه تابستون ازم قول گرفت که یه سفر با خانواده بریم سی سخت! اگر قسمت شد و عمری بود!

تازه خبر بابا شدن آقا حمید گل (یکی دیگه از همدانشگاهی های قدیمیم!) هم خیلی خوشحالم کرد. آخرین خبری که ازش داشتم به ایام سربازیش بر می گشت اما حالا نه تنها دامادیشو پشت سر گذاشته بلکه بابا هم شده!

یاد اون ایام قشنگ به خیر که یه جمع واقعا دوستانه و یه دانشگاه خوب داشتیم! هر بار اون خاطره ها یادم میاد لبخند می زنم و به جاش یه لعنت به این دانشگاه پیام نور خراب شده می فرستم!!

آقا هادی گفت بعد از کیش، سی سخت به عنوان زیباترین منطقه ی توریستی و طبیعی معرفی شده. درست و غلطش رو نمی دونم ولی از عکسهایی که دیدم شک ندارم واقعا طبیعت زیبایی داره! از دستش ندید و اگر تونستید اونطرفا هم برید. البته الان هوا شدیدا سرد و برفیه اما بهار و تابستانش واقعا برای مسافرت وسوسه کننده هست.

برای همه ی اونایی که مسافرن یا قصد سفر دارن آرزوی ایام خوشی رو دارم و امیدوارم از لحظاتتون لذت ببرید.

واسه افرادی هم که قصد دارن بیشتر درباره ی شیراز و اطراف بدونن علاوه بر مطالب قبلی که توی بایگانی نوشته های خودم هست، لینک وبلاگ شهر راز رو هم به پیوندهای وبلاگم اضافه کردم. ممنون از اهورای عزیز!

همیشه شاد و خوش باشید و ما رو از دعا فراموش نکنید

به زودی دوباره خواهم نوشت...

به امید دیدار

 

 

/ 32 نظر / 7 بازدید