هراس!

سلام.

خیلی اتفاقی چشمم به تقویم افتاد و به خاطر آوردم که آذر ماه، ماه تولد سایبان عشق منه! سایبان عشقم یه کماندار هست با خصوصیات یه دو پیکر! یه سایبان آذری که نویسنده اش بانوی خرداد هست!

درسته از روز پنجم آذر چندین روز گذشته اما سالگرد تولد سایبانم رو با تاخیر هم که شده بهش تبریک میگم! رفتی تو 6 سال، خونه ی نازنین من! عمرت طولانی باشه، طولانی تر از عمر من!

***

این روزا از نظر ذهنی به هم ریخته ام. یه کم روحیمو از دست دادم. کمتر می خندم و حتی کمتر از خونه بیرون میرم. یه جورایی عصبی شدم و حس می کنم ممکنه از این بابت خدای نکرده یه وقت کسی رنجیده خاطر بشه. اما تمام این کسالت ها موقتی هست. شاید یه هراس درونی...

راستی گفتم هراس یادم به بازی ترس ها افتاد که ویدا بانو دعوتم کرده بود درش شرکت کنم!

خوشبختانه من هیچ وقت از تاریکی و لولو و چیزای مشابه نترسیدم. اتفاقا برعکس عاشق تاریکی بودم خصوصا وقت خواب! شب که میشه هنوزم مثل بچگی هام همه جا رو تاریک تاریک می کنم! اصلا نمی تونم شب رو زیر نور چراغ بخوابم!

اما فکر می کنم تنها بودن توی یه محیط غریب و نا امن خصوصا توی تاریکی یه مقدار ترسناک باشه!

ترس از شکست هم چیزی هست که مدتهاست در ذهن و دلم به وجود اومده. درست از زمانی که اعتماد به نفس بی نهایتی رو که داشتم با دلایل مسخره از دست دادم! اما این ترس باعث نمیشه از همه چیز کنار بکشم. فقط یه مقدار استرس بهم وارد می کنه! استرس و فشاری که ترسم رو از اینکه نتونم اونی که باید باشم، باشم، افزون می کنه!

نمی دونم چرا حس می کنم مرگ اصلا ترسناک نیست. البته مرگ برای خودم! اگرچه توی موقعیتش نبودم که مطمئن بشم واقعا ازش نمی ترسم، اما با باوری که از مرگ دارم، به نظرم چیز ترسناکی نمیاد. با همه ی این تفاسیر، مرگ سخت رو دوست ندارم. از این که زمین گیر و بیمار یا سربار دیگران باشم می ترسم! واسه همین همیشه از خدا عمر کوتاه ولی مفید و در سلامت و صحت طلب کردم و می کنم!

در ضمن، از مرگ با ذلت و خواری هم می ترسم! همیشه دلم یه مرگ با عزت و افتخار، در کمال آرامش و بدون سختی می خواد. جوری که اگر قرار باشه کسی ازم یاد کنه، به نیکی یاد کنه!

در کنار اینایی که گفتم، برای من ترسناک ترین هراس، از دست دادن عزیزانم هست! درست مثل یه کابوس زجر آور که حتی نمی خوام بهش فکر کنم! فکری که برام دیوانه کننده هست. هرچند همیشه لطف خدا رو در نظر می گیرم و اونو عزیزترین عزیز نامیرا می دونم! به هر حال بزرگترین آرزوم اینه که اونقدر عمر نکنم که عزیزی رو از دست بدم!

از اینکه مبادا کسی رو برنجونم یا باعث ضربه خوردن یا صدمه دیدن کسی بشم هم می ترسم. اینکه کاری کنم که از شرم نتونم سرم رو بالا بگیرم، خطایی که عذرخواهی کردن به خاطرش برام سخت باشه، اینکه کسی به انگشت اشاره منو نشونه بگیره و با تنفر یا خشم بهم نگاه کنه، بدنامی و سرافکندگی، اینا برام ترسناکه!

شاید توی موقعیت های خاص، چیزای دیگه ای هم وجود داشته باشه که ازش هراس داشته باشم. اما این ترس خودش رو توی همون شرایط نشون میده. به همین دلیل الان چیز خاص دیگه ای به ذهنم نمی رسه. عمده ی ترس من از همینایی هست که گفتم!

***

امروز همراه لیلا برای مصاحبه ی شغلی رفتم شرکت افزار کیمیا. توی راه برگشت نمره های بچه هام رو هم تحویل آموزشگاه دادم. همه پاس شدن!

دوست دارم لیلا یه شغل خوب پیدا کنه تا از اون درمانگاه مسخره بیاد بیرون. کار کردن واسه سپاهی ها خصوصا اگر عضو رسمی گروهشون نباشی اصلا دلچسب نیست! حالا می خواد توی درمانگاه باشه می خواد هر جای دیگه!

لیلا دوست داره با هم کار کنیم. یعنی یه جا با هم همکار باشیم. منم دوست دارم. اما فعلا که تمام تفکر شغلیم شده تدریس! یه شوق، یه عشق!

شاید فردا که درسمون تموم شد و جفتمون شدیم دوتا خانم مهندس، یه جا همکار هم شدیم! من که فعلا اونقدر اطلاعات مهندسیم ناقص هست که اگر واسه کار توی یه محیط صنعتی برم تا راه بیوفتم ممکنه به عنوان مهندس بی سواد مشهور بشم! پس بهتره یه کم صبر کنم! (عدم اعتماد به نفس رو خودم می تونم در خودم ببینم! شما هم می بینیدش؟؟!!)

سر درد بدی دارم! نیمه شب شده، جمعه هم امتحان دارم و هنوز هیچ مطالعه ای نداشتم! پس بهتره با چندتا پی نویس طومار نوشته های امروزم رو ببندم: (اگر خود پی نویس ها طومار نشن!!!)

پ.ن.1. نمایشگاه جواهرات در محل دائمی نمایشگاه های شیراز برپاست. فرصت بشه حتما برای بازدید میرم.

پ.ن.2. ظاهرا توی دانشگاه شیراز و تهران یه خبرایی بوده. دانشجوها دوباره گرد و خاک کردن! خوب مردم به تنگ اومدن دیگه! اعتراض هم اغلب از میون قشر دانشجو ریشه می گیره!

پ.ن.3. جمعه مراسم نامزدی پسر خالم هست. متاسفانه نمی تونم برم! همینجا دامادیشو بهش تبریک میگم. علی جان (بهنام گلم) خوشبخت باشی!

پ.ن.4. تولد هما و سونای عزیزم هم مبارک باشه.

مثل همیشه از همه التماس دعا دارم.

شاد و سلامت باشید

به امید دیدار  

 

/ 9 نظر / 22 بازدید
علیرضا

سارای عزیز سلام این دومین باره که دارم به وبلاگت سر میزنم مطالبت خیییییییلی برام جالبن مخصوصاً مطالب شهر من شیراز اعتراف کنم طرز نوشتنت آدمو به هیجان میاره حیفم اومد این 2 باری که اومدم نظر ندم جالبه بدونی شیراز شهر عشق منه یکی از دلایلی که میام و مطالبتو میخونم و نظر هم میدم اینه که اهل شیرازی ولی شیرازی که دیگه آرزوی دیدنشو ندارم بگذریم سرتو درد نیارم تولدت 6 سالگی وبلاگتم تبریک میگم شرمنده من پر رو هستم رک حرفمو میزنم از اون نوشتت اصلاَ خوشم نیومد و از تو بعید بود که نوشته بودی (( خونه نازنین من ! عمرت طولانی باشه طولانی تر از عمر من )) آخه دختر خوب بعد از خودت دیگه وبت به درد کی یا چی میخوره ؟ ها !!! رو نوشتم فکر کن ارزش فکر داره میدونم دوستش داری ولی ... موفق باشی خدا نگهدار عزیز [خداحافظ]

سارا

سلام گلم. بابت 6 سالگی وبلاگت بهت تبریک میگم. هراس ها سراغ همه میاد تو خودتو بخاطر اون اذیت نکن و به نظر من بزار خودش بیاد و بره و بهش خیلی اهمیت نده شاید این وقتا که حوصله بیرون رو نداری موقعیت خوبی باشه واسه فکر کدن به خودت و زندگیت بطور عمیق. مرگ رو هم من باهات موافقم و امیدوارم که همه عزیزانم همچنین برای تو سلامت باشن. ولی این واقعیتی هست که نمیشه ازش فرار کرد و یه روزی هم سراغ مامیاد. ایشالله کارت درست بشه و در کنار دوست نازت با هم باشید و از کارت لذت ببری. واقعا تدریس شوق و علاقه میخواد.امتحانت رو هم استرس نداشته باش. اینو بدون که تو اگهخودتو باور داشته باشی همینجور دیگران تو رو باور دارن. پس اعتماد به نفست رو حفظ کن عزیزم. آخر هفته خوبی داشته باشی.

فرشته

سلام دوست خوبم من آپم با سه موضوع اولی یه تصویر بالای صفحه هست برای دعوت از خاتمی موج سوم اگر مایلید روی اون کلیک کنید و آنرا در وب لاگ خود قرار دهید دوم نکته از انجیل سوم اس ام اس شب یلدا [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

من گذشته من

سلام سارا جان خوبی خودت آن چیزهای که من میخواستم بگم گفتی گفتی هراس نداشته باش با امید بخدا براهت ادامه بده همسر و خانوادتو دوست داشته باش (همون جور که داری ) اعتمتد بنفس خیلی عالیه در مورد شغل اینده هم نترس انشالله بهترین مهندس میشی ازدوواج تبریک و تولد موفق باشی تو از همه بهتری [گل]

من گذشته من

تولد شش سالگی وبلاگتم مبارک باشه [هورا] بنظر من در جایگاه اول هستی [گل]

علیرضا

سارا خانم عزیز سلام امیدوارم حالت خوب و هر روز بهتر از دیروز باشه ممنون از اینکه به وبلاگم اومدی و نظر دادی اما در مورد انتقادت در مورد شعر بیا باید بگم واقعاَ دستمریزاد تو از همه نظر کاملی یه فرد موفق افتخار میکنم که باهات آشنا شدم موفق باشی [گل] خدا نگهدار

سلام ساراجان من هم تبریک می گم اگرچه یه کم دیر شده. راستش خیلی حرف هایی که نوشتی با یه مدیتیشن حل شدنی هستند اما از اونجایی که می دونم عمل نمی کنی و توجهی نمی کنی دیگه فکر می کنم بیان نکنم بهتر باشه. [عینک]

پوریا

سلام سارای عزیز[گل] تولد سایبان عشقتو تبریک میگم[گل][دست] امیدوارم سالهای سال سایبان عشق پابرجا باشه[گل]

فروشگاه اینترنتی فیلم-کارتون-سریال

درخانه خرید کنید و پول را به مامور پست بدهید [لبخند](1)فروش نسخه آمریکایی یوسف و زلیخا و نسخه ایرانی قدیم یوسف و زلیخا در یک مجموعه کیفیت بسیار عالی قیمت 2900 [لبخند](2) خرید سریال مرد 2000 چهره فروش سریال کمدی مرد دو هزار چهره با کیفیت عالی در 3 dvd 5000 تومان [لبخند](3)خرید مجموعه کامل جومونگ 1 و 2 جومونگ به همراه امپراتور باد ها یا همان جومونگ 2 در 12 dvd تمام قسمت ها با کیفیت عالی برای اولین بار فقط در این فروشگاه قیمت:12000 تومان [لبخند](4)نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار فارسی با این برنامه شما می توانید صحبتهای خود را به تایپ فارسی تبدیل کنید. شما صحبت کنید این برنامه برای شما تایپ می کند. 6500 تومان [لبخند](5)جدیدترین ژورنال لباس 2009 2000 مدل لباس (لباس شب-نامزدی-اسپورت-مانتو-بچه گانه و..) (با خرید هر ژورنال لباس یک سی دی اموزش ارایشگری نیز هدیه بگیرید) قیمت:4000 تومان (CD) -