غرور عشق

غرور عشق


دوش در خلوت دیدار توام شوری بود
گوشه ی چشم تو بر شام سیه نوری بود
تکیه بر آینه ی روی تو کردم زان پس
از سر عشق مرا سینه ی مغروری بود
گم شدم در خود و با عطر تو مدهوش شدم
آسمان را ز حضورت مه مسروری بود
با تو بر پهنه ی پر وسعت خورشید پگاه
مرغ شب چهره و دربند قفس، حوری بود
بر در محکمه از عشق چو سائل پرسید
با کلام تو مرا باطن مغفوری بود
بی تو از چشمم اگر شبنم خونین بارید
درد غم بود و ز ویرانه ی مهجوری بود
/ 9 نظر / 26 بازدید
masih

سلام با وجود اينکه اصلا نظری ندارم چون نميفهمم چی نوشتی ولی دوست دارم اولين کسی باشم که نظر ميده!!!! حماقت بلند مرتبه!

REZA RELE

سلام سارا جون ، خوبي ،، نوشته هات رو خوندم ، خوب بودند،، هميشه موفق باشي ، بازم ميام،،،فعلا

mehrdad

سلام عزيزم.خوبی/ميبينم که حسابی رو خط شعر نوشتن؛اونم اشعار ومطالب عاشقانه افتادی.به هر حال برات ارزوی موفقيت ميکنم.بازم سراغم بيا.مطالبتم قشنگه.تبريک.

Farid

سلام سارا ٫ خوبی ؟ منو شرمنده کردی! سعی ميکنم بيشتر بيايم . اين شعر هم که نوشتی عا لی مثل بقيه . هميشه عاشق و موفق باشی . دوستارت فريد

محمد

سلام ممنون از اینکه سر زدید. وبلاگ رو آپدیت کردم. جواب سوالتون هم هست.

Maxi

دوست عزيز سلام طراحی وبلاگ شما واقعا زيباست. اگر وقت داشتيد به دنيای ديجيتالی ما هم سری بزنيد. از ديدن نظرات شما خوشحال خواهم شد. با احترام :Maxi

mehrdad

سلام عزيزم.مرسی سراغم اومدی.نظری که راجع به شعرات دادم اتفاقا برای اين بود که از اونا خوشم اومده بود و دوست دارم به راهی که انتخاب کردی ادامه بدی.شاد باشی.

علي

سلام ..شعر زيبايی بود .. خيلی خوب احساستون رو بيان کرده بوديد .. بهاری باشيد

salam be maa ham sar bezanin