فریادی از جنس سکوت

کاش این داد به جایی برسد

دل غمگین به نوایی برسد

در سکوت این همه فریاد زدیم

کاش ای کاش صدایی برسد

بارها نام خدا را خواندیم

شاید این بار خدایی برسد

منتظر بوده زمین تا روزی

رهبر و راهنمایی برسد

یا که از پشت سیاهی شاید

سید سبز قبایی برسد

راه ها بسته شد وخونها ریخت

کاشکی راه گشایی برسد

خنده پوسیده به لبهامان لیک

شاید از غیب ندایی برسد

گرچه بیمار و اسیریم همه

شاید این بار دوایی برسد

یا که بر زخم دل ما امروز

مرحم نیک و شفایی برسد

خسته ام خسته از این تاریکی

ای خدا کاش رهایی برسد

 

سلام.

نپرسید چرا توی این یک ماه چیزی توی وبلاگ ننوشتم! درست زمانی که نوشتن یک باید بود!

هرچند فیس بوک و توییتر هر دو توی این ایام برام فقط حکم یه پایگاه اطلاع رسانی دو طرفه داشتن و دیگه از اون شیطنت های آمیخته با شوق خبری نبود!

ایام تلخی رو پشت سر گذاشتیم و اینو همه ی دنیا فهمید اما دولتمون اصلا معنای فهمیدن رو نمی دونه و چشماشو روی همه ی خون ها و اشک ها و فریاد ها بسته!

حیف که نمیشه حرف دل رو نوشت!

چه شب ها که خواب به چشمامون نیومد! چه اشکها که با دیدن صحنه های دلخراش و درگیری ها از چشمهامون جاری نشد! چه فریادها که از عمق دلهامون بر نخواست!!

دلم خیلی گرفته! خیلی زیاد!

و تلخ تر زمانیه که اونی که باید صدای ملت رو بشنوه ناشنواست!!

این قائله به هر جا که ختم بشه، شروع یک جنبش دوباره هست. یک آتش! حالا یا عیان یا زیر خاکستر! در هر دو حالت فروزان هست و فروزان باقی می مونه!

تذکر میدم به اونایی که خودشون رو بالاتر از این ملت و جمع برافروخته ی جوانان و سالخوردکان این مرز و بوم رو خس و خاشاک می دونن! فراموش نکنید که...

و تعز من تشاء و تذل من تشاء

هر فرازی رو نشیبی هست و هر اوجی رو فرودی! اگر امروز نه، فردا این سراشیبی رو تجربه خواهند کرد که حق همیشه هست حتی اگر نادیده گرفته بشه! حقیقت که از پس پرده هویدا بشه و حق به حقدار برسه، خودشون با لکنت زبان و رعشه به تن، اقرار می کنن که:

جاء الحق و ذهق الباطل، ان الباطل کان ذهوقا

به روان همه ی شهدای این ایام درود می فرستم و به تمام سیاه پوشان و سبز پوشان مملکت تسلیت و خدا قوت میگم.

خیلیا مثل من امتحاناشونو در حالی پشت سر میذارن که ذهنشون پر از دغدغه ها و افکار مختلف هست! خیلیا مثل من شاکین از این همه دروغ و دو رنگی رسانه ها و دولت مردانمون! خیلیا مثل من دلشون گرفته و چشماشون نمه، اما بچه ها...

هیچ وقت ناامید نشید! خدایی هست! خدایی که بانگ الله اکبر ما رو بشنوه و دست های ما رو بی نیاز از دستان هر قدرت خارجی و اجنبی بگیره و توی دستاش بفشاره!

ما قدرت بی زوال الهی رو در برابر قدرت نابود شدنی روسیه و شرکای سر تا پا دروغش داریم!

پس باز میگم...

بچه ها! خدا قوت! هیچ وقت ناامید نشید! طلوع خورشید روشنایی دور نیست!

یا حق

 

/ 36 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

سلام دیگه به ما سر نمی زنید.. من آپم.. خوشحال می شم سر بزنید..

امین

سلام دیگه به ما سر نمی زنید.. من آپم.. خوشحال می شم سر بزنید..

daryush

سلام جوون.اولآ شعرت خیلی زیبا بود.دومآ من که عمرآ نمیپرسم که چرا یک ماه آپدیت نکردی چون خودم یک سال بود که آپدیت نکردم.سومآ با باد بختی کامنت تونستم بذارم بعد از 2 روز قسمت نظر سنجیت باز شد.چهارمآ من آپدیت کردم.و در آخر موفق باشی و منتظرم

داداشی رضا

سلام خوبی عزیزم خیلی وقت بود بهت سر نزده بودم دوست دارم به امید دیدار

Farshad

Salam. webloge khubi dari khoshal misham baham ashna beshim.

مینو

[گل]سلام عزیزم...وبلاگتو خوندم جالب و قشنگ بود...خوشحال میشم به بلاگ منم سری بزنی[گل]

جاسوییچی

سلام. خوبی؟ ما رو نمی بینی خوش می گذره؟ در مورد خرداد ماه نا کهمی یاران موسوی باید بگم...من خیلی بیشتر از اون که باید می دیدم دیدم و بیشتر از اون که می بایست بشنوم ،شنیدم.همیشه میترسیدم اطلاعاتیا بریزن خونمون و منو بگیرن ببرن جایی که عرب نی انداخت.حیف از اون همه زحمتی که برای آزادیمون کشیدیم.

شبنمکده

حق حق مرغان چو هق هق مي شود بالشان آئينه دق مي شود بد تر از آن اينكه كركسزاده اي هد هد مرغان عاشق مي شود

امیر

سلام دوست گرامی! وبلاگ زیبا و کارآمدی دارید. من هم در زمینۀ شعر کار می کنم. خواهشمندم از وبلاگ من دیدار کنید تا اگر خواستید با هم تبادل لینک داشته باشیم. نام وبلاگ من «عاقلان دانند» است. این کار باعث می شود که هنگام سرچ در گوگل هم وبلاگ من و هم وبلاگ شما زودتر و آسان تر پیدا شود. با سپاس شالچی shaalchy.Persianblog.com