نیایش

نم‌نم باران را نظاره می‌کنم، آن‌دم که بهاری می‌بارد و عاشقانه غبار می‌روبد از خانه‌ی زندگی؛

به خاطر می‌آورم لحظه‌های اشک و لبخند را، شادمانی و اندوه را، سپاس و ناسپاسی را نیز هم...

دقایقی که درپی هم می روند و ثانیه‌هایی که در پس هم می‌آیند گذران زندگی من و تو هستند و خاطرات نانوشته‌ی تاریخ! چه عبرت بگیریم و چه نه! چه به سوی تعالی رویم و چه افول!

باز هم بهاری دیگر می‌آید...

به خاطر می‌آورم که در اوج زمستان اندوه، پروردگارم چگونه شکوفه‌های لبخند را بر لبانمان رویانید...

به خاطر می‌آورم که دست در دستانش از چه مسیرها عبور کردیم و از چه فرو فتادن‌ها که رهیدیم...

به خاطر می‌آورم که چه سختی‌ها را به یاریش به سادگی پشت سر گذاشتیم و از بند چه دردها آزاد شدیم...

چه خطاهامان که در دل بزرگش مدفون و پوشیده شد، چه پاداش‌ها که از نیکی‌های کوچکمان از ما دریغ نکرد..

به خاطر می‌آورم بندگی‌ها که نکردم و بخشندگی‌ها که بر من فرو باراند!

به راستی که بزرگ است و بزرگوار!

ناسپاسی بس است ما را نازنین...

بیا به لحظه‌های پیش رو لبخند بزنیم...

دست‌ها را به نشانه‌ی سپاس و ستایش بر آسمان برده و عشق را بی امان زمزمه کنیم...

قلم‌هایمان را بر ورق نکشانیم جز با نام مبارکش،

بر زیبایی‌ها دیده مدوزیم جز با یاد زیبایی‌اش...

عطر بهار را نبوییم جز در هوای وجودش...

در بستر شادمانی آرام نگیریم مگر هم‌آغوشش...

ناسپاسی بس است ما را نازنین...

بیا تا این بار از لغزش‌هامان توبه کنیم، به آینده امیدوار باشیم و راه محبت بپوییم...

بیا باور کنیم بهار آغاز دوباره عشق ورزیدن است و بهانه‌ی بندگی کردن...

بیا عاشقانه زندگی کنیم، در بهار محبتش شکوفه شویم، عطر خدا بگیریم و خدای‌گونه به خلایق مهر بورزیم...

باور کنی یا نه، این ثانیه‌ها که می‌رود فرصت کوتاه ماست برای عاشقانه زیستن! برای بندگی، برای شادمانی...

باور کنی یا نه، گاهی پیش از تصورت دیر می‌شود!

بیا این بار زمان را از دست ندهیم...

پیش از حلول بهار دستان هم را بگیریم و زیر لب زمزمه کنیم:

پروردگارا، تو را سپاس می‌گوییم که ما را فرصتی دوباره دادی برای نو شدن؛

سپاس تو را به واسطه‌ی عیب پوشی و رهنمونی‌ات

برای مهربانی و لبخندت

برای دست‌گیری و یاری رسانیت

الها،

مباد بر ما اخم کنی، مباد مهر از ما برداری، مباد تنفر و درد را به دلهامان راه دهی...

کمک کن تا همیشه عاشقانه بمانیم و سبز و خرم و بهاری

کمک کن تا بر آنان که دل‌هامان را آزردند چون تو بخشش‌گر باشیم

کمک کن تا در برابر فرودستانمان فروتن بمانیم

بازهم خطاهایمان را با دستهای بزرگت بپوشان و مگذار از راه بندگی‌ات گمراه شویم...

بر ما ببخشای گناهان و خطاهامان را

عاشقانه‌ی زندگی‌مان باش و بر سقف آسمان قلبمان نور بباران

خداوندا...

لحظه‌هامان را با حضورت و در کنار عزیزانمان رونق ده، خانواده و خویشانمان را سلامت و سعادت بخش و بر رفتگانمان رحمت فرست.

ما را رسم بندگی آموز و نگاه و لبخندت را از ما دریغ مدار...

سایه گستر آسمان وجودمان باش و به رحمت و بزرگیت سایه‌ی عزیزانمان را بر زندگیمان مستدام بدار.

به رضای تو راضی و دست در دستان تو سعادتمند و شادانیم، باشد که هم‌قدم با تو شادمانه‌هایمان ابدی باشد...

آمین

/ 5 نظر / 36 بازدید
javoni

salam baram to weblogam nazar bezar

javoni

salam baram to weblogam nazar bezar

javoni

salam baram to weblogam nazar bezar

daryush

خوشحالم که بعد از 4 سال میام و میبینم شما همچنان مینویسی. یادش بخیر اون موقع ها که وبلاگ مینوشتم و میخوندم چقدر اینجا سر میزدم و لذب میبردم.موفق و پایدار باشید در سال جدید و همه سال

daryush

خوشحالم که بعد از 4 سال میام و میبینم شما همچنان مینویسی. یادش بخیر اون موقع ها که وبلاگ مینوشتم و میخوندم چقدر اینجا سر میزدم و لذب میبردم.موفق و پایدار باشید در سال جدید و همه سال