آنچه در این ایام گذشت...

ستاره که می دمد،

نسیم که می وزد،

سکوت که می شکند،

بلبل که می خواند،

نبض وجودم به یاد تو می زند!

رود زندگی در رگ هایم با عشق تو جریان می گیرد!

امان از نبودنت!!!

آن دم که نیستی، بی فروغ ترین ستاره ام!

راکد ترین مرداب!

بی عبور ترین مسیر!

زمستانیم بی تو!

خزان هم اگر باشد!!!

آغوش گرم تو را می طلبم!

خورشید چشمانت را!

مهربانی دستانت!

و عاشقانه ترین بوسه های عاشقانه را!

تو را می طلبم تا بهار شود این خزان زمستان صفت!

با من بمان...

***

سلام.

از 18 آبان که نامرئی شده بودم تا حالا حس نوشتن نبود! دلم می خواست، اما قلمم خشک شده بود انگار!!

اتفاقای زیادی افتاد که بعضی توی خاطرم موندگار شدن و بعضی هم فراموش!

مثلا اولین حقوقم رو بعد از کمتر از یک ماه (هفته ای دو روز و هر روز 4 ساعت!) کار توی مهد گرفتم. 28 تومن ناقابل!! خوب بود. هرچند چیز زیادی نیست اما من 99% این کار رو برای کسب تجربه قبول کردم وگرنه تدریس توی مهد و آموزشگاه درآمدی نداره که بشه به دید شغل بهش نگاه کرد. اما خداییش پولی که با زحمت خودم به دستم میاد واقعا دلچسب تره. حتی اگر یه پنج زاری چکش خورده باشه!

ماشالا شیطنت بچه های مهد اونقدر زیاده که گاهی خیلی زیاد احساس خستگی می کنم. از یه طرف نسبت به بچه ها حس قشنگتری پیدا کردم و از طرف دیگه دقیقا برعکس! ببینید چه تناقضی!!!

اما از اتفاقای بد سال 87 که تا حالا کشیده شده، هنوز چیزی از چهلمین روز فوت زن دایی کوچک مادرم نگذشته بود که زن اون یکی داییشونم فوت شد! امروز مراسم تشیع بود!

یه برنامه ی گردش رو می خواستم بعد مدتها ترتیب بدم که نمی دونم تا چه حد ممکن میشه! حداقل واسه فردا که جمعه هست!!

البته از بس سر کلاسای آقای هنرکاری که روزای جمعه هست غیبت داشتیم، جمعه ی پیش رو به من و لیلا گفتن: خانما شما خیلی غیبت دارید!!

البته غیبت توی دانشگاه پیام نور چیز مهمی نیست. اونم واسه یه درس تمام تستی. اما حضور توی کلاس می تونست در یادگیریمون موثر باشه!

اگر جمعه برنامه ی گردش جور بشه بازم کلاس بی کلاس! چون نیاز دارم قبل از امتحانا یه آب و هوایی عوض کنم و روحیه بگیرم. لیلا هم مثل من! خصوصا که شرایط روحی خیلی به هم ریخته ای داره!

راستی، نمایشگاه گردشگری هم برگزار شد. چندان دلچسب نبود. منهای یکی دوتا غرفه ی صنایع دستی، تقریبا اغلب غرفه ها رو آژانس های مسافرتی گرفته بودن که تور این ور و اون ور رو تبلیغ کنن! سالن ها اغلب تکراری بود و چیز تازه ای هم اونقدر که به چشم بیاد نداشت! فقط اسم آژانس مسافرتی ایکس شده بود ایگرگ! شاید هم دوتا تور کمتر یا اضافه تر داشت!

نمایشگاه کامپیوتر و نمایشگاه جواهر آلات باید توی همین ماه باشه، اگر اشتباه نکنم. امیدوارم اونا حرف واسه گفتن داشته باشن!

امتحانای پایان ترم نزدیکه و من از برنامه هام حسابی عقبم! کاش همه چیز خوب پیش بره تا بتونم کسری ها رو جبران کنم.

---

پ.ن.1. چون هوا سرد شده و سردتر از اینم میشه، دیروز رفتم پارچه گرفتم تا پالتو بدوزم. باید عجله کنم وگرنه خیاط واسه آخر زمستونم بهم تحویلش نمیده!!!

قصد دارم یه پالتوی بلند راسته بدوزم. یه چیز شیک که به قیمتش بیارزه! آخه ظاهر امر خیلی گرون در میاد! از پالتو های آماده که خیلی گرون تر! البته من از لباسای آماده زیاد خوشم نمیاد! همشون یه مشکلی دارن! نه اینکه سایز بندی هاشون همه یکنواخت هست، لباسی که به سایز خودم دوخته بشه شیک تره!

 

پ.ن.2. بعد از گذشت این مدت، از داشتن گوشی سونی اریکسون P1i راضیم. (جالب توجه اونایی که می خواستن بدونن این انتخاب رضایت بخش بوده یا نه! اگر از قیافه ی این گوشی خوشتون میاد، کاراییش به نظر من خوبه. می تونید با اعتماد بیشتری بخریدش!)

 

پ.ن.3. تولد داداش رضا (هفتم آذر) و آبجی سحر گلم (هیجدهم آذر) هم مبارک! داداشی و خواهر گلم ایشالا همیشه سلامت و شاد باشید.

 

پ.ن.4. از لحظه های پاییزیتون لذت ببرید! زمستون نزدیکه!

شاد باشید

التماس دعا 

/ 32 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

وای خدا چقدر اینجا قشنگه ...سلام به تو دوست گلم...یه پیشنهاد دارم دوست داری تبادل لینک کنیم ...بیا پیشمون (همه دنیا در شهر نارنجی ) اینم عنوان ما[قلب][گل]

مهین پاکنهاد

سلام خیلی لذت بردم از نوشته هات . چون از ذهنت سر چشمه میگیره من همیشه گفته و می گم از وبلاگهایی که از ذهن نویسنده اش سر می زنه خیلی لذت می برم حتی اگه چیز مهمی به دید دیگران نباشه برای من مهم و دلچسبه شاد باشید به منم سر بزنید آپ کردین خوشحال میشم خبرم کنی بدرود

یاهو

استاد ایلیا (پیمان فتاحی) کیست و از چه می گوید؟ بعد از 12 سال، بخشی از سخنرانی های عمومی و بیوگرافی استاد ایلیا منتشر شد آموزش‏هاي عمومی ايليا «ميم» درباره حضور الهي، تجربه عشق الهی، احياء روح، انقلاب دروني، نور زنده، هدايت الهي و زندگي متعالي و همچنين آموزش روش‌هاي تفکر و مباحثي مانند علم موفقيت، ازدواج هماهنگ، تغذيه نوراني، کلام خلاق، روش‌ها و سبک‌هاي مبارزه باطني، روشهاي سخنراني و نويسندگي و تحقيق، نشانه شناسي در طبيعت، روشهاي درمان ديناميکي، تفسير و تحليل متن و روشهاي انسانشناسي است، اما عمده سخنراني‌هاي عمومي به مبحث معنويت الهي و معرفت باطني اختصاص داشته است. برای آشنایی بیشتر به کتب و فیلم ها و اخبار جمعیت ال یاسین مراجعه کنید و به دیگران نیز معرفی کنید. www.revayatgaran-iliya.blogfa.com www.entesharat-saay.blogfa.com www.yaasin-times.blogfa.com

مهدی

سلام وبلاگ جالب و خوبی داری. خوشم اومد امیدوارم موفق باشی اگر مایل به تبادل لینک بودی منو با نام (( وبلاگی پر داستان ها و عکس های عاشقانه )) لینک کن و بهم خبر بده تا لینک کنم شما روو ممنون www.lovestoryme.persianblog.ir

کیان و بردیا

سلام . . . خوبی ؟ ما یه مطلب گذاشتیم که بد نیست شما هم بخونی ! من فقط اومدم خبر کنم برم ولی حتماً برمیگردم و مطالبتو میخونم الان باید به خیلی جاها برم . . . حتماً یه سر بزن و نظر به مطلب بده ممنون میشم فعلاً

محمدرضا هادی

خسته نباشید منم دقیقا به همین دلیلی که شما وب دارین شروع به نوشتن کردم قشنگه به هر رنگی-هرنوعی-هربویی که باشه قشنگه

مهدی

سلام.بلاگ خوبي داري . اميدوارم موفق باشي. اگه تمایل به تبادی لینک داری منو با نام (`'·.¸* وبلاگی پر از داستان ها و عکس های عاشقانه *¸.· '´)* www.lovestoryme.persianblog.ir بهم خبر بده

مهدی

سلام.بلاگ خوبي داري . اميدوارم موفق باشي. اگه تمایل به تبادی لینک داری منو با نام (`'·.¸* وبلاگی پر از داستان ها و عکس های عاشقانه *¸.· '´)* www.lovestoryme.persianblog.ir بهم خبر بده

دانیال

سلام

دانیال

سلام بچها امروز یه چیزی میخوام بگم که حتی گفتنش برای خودم هم سخته...این یه حقیقته ....هدف دوستی پسرا بادخترا چیه به نظر شما؟آیاواقعا میخواند دوستی کنند؟که ما اسمشو گذاشتیم عشق روز اول که میاد با جملات کاملا زیبا ورمانتیک حرف میزنه...!! واما بعد ازچند روز دیگه خیلی راحت باهاتون حرف میزنه مثال میگه عزیزم فداتشم اگه صداتشونشنوم اگه نبینم میمرم...شما فکرمیکنین این حرقهای به ظاهر زیبا ورمانتیک که میگن واقعا راست میگن.... به هرحال دختره دیگه اعتماد کرده به بسره به نظر خودشون 2تا عاشق واقعی ودختربیچاره دیگه گول حرفاشو میخوره میگه تا آخرباهاتم یاتو یاهیچ کسی دیگه توتنها عشقم هستی ...هدف اصلی پسره چیه میدونید؟؟ بانامردی تموم سواستفاده جنسی از دختره واین کارو که کرد دیگه ازش یواش یواش سرد میشه تا اینکه حتی جواب اس تل هم نمیده ودختره که دیگه نمیدونه چیکارکنه وچه بگه فقط نفرینش میکنه به نظر شما اینه عشق واقعی این بود تمومی حرفهای روز اولش که میزد....پس اگه یکی رو دیدی گفت عشق دروغه و هیچ عشقی وجود نداره بدون که تاثیر خودش نیست که اینو میگه واقعا بهش خیانت کرده اینجوری بس چطوری بگه دوباره من عاشقم ...عشق دروغ نیست