در گردش گیتی ، رسد روزی ، به پایان هر غمی


سلام
امشب اینجا هوا بارونی هست! بالاخره یه بارون حسابی تو شیراز بارید!! خدا رو شکر!
داشتم به این فکر می کردم که امشب چی بنویسم!
آخه نه دلم می خواد طوری بنویسم که نه خدا رو خوش بیاد و نه بنده ی خدا رو!!! و نه دلم می خواد به این زودی تو کارم سستی کنم!
آخه نمی خوام فردا بگن دیدی بازم نخودچی هاش زود تموم شد!!
البته قصد ندارم حالا حالا ها اینجا رو بذارم به امون خدا و برم. تازه اول راهم و کلی امید دارم به پیشرفت!!!
خیلی فکر کردم. اینقدر که حوصلم سر رفت!!
نشستم یکی دو تا از وبلاگای جدیدو خوندم و البته خوشم اومد. اغلب از عشق بود و فرهنگ و خلاصه در باره ی مسائل رایج در ایران و افکار مردم و برخوردای تعصبی یا بدون تعصب افراد نصبت به اونا!
تا ساعت از 12 گذشت!!
گفتم بهتره شروع کنم . بسم الله رو که گفتی مسیر رو پیدا می کنی و خلاصه یه حرفی واسه گفتن میاد تو ذهنت!
می دونید.......
این روزا برام روزای پر از دلهره و نگرانی هستن!
شاید من بیخود نگرانم ولی همین نگرانی که البته پشت یه چهره ی مصمم مخفیش می کنم باعث شده هر کی منو می بینه میگه: سارا چرا این همه لاغر شدی؟؟؟؟؟
منم می خندم و می گم : به صرفم . بده آدم اندامش رو فرم باشه؟؟؟؟
یعنی بازم مخفیش می کنم. اما چیزی که هست اینه که پدر و مادر ، بچه هاشونو خوب می شناسن.
هیچ وقت چیزی از دیدشون مخفی نمی مونه !
بابا که از نگرانیای من به تنگ اومده ، با قیافه ی آروم و پر از محبتش مثل همیشه بهم امید میده و با حرفاش آرومم می کنه!
در واقع استرس و نگرانی من سر درس هست و کنکور و از این مسائل که خیلیا مثل من درگیرشن .
من چون دوست دارم اطرافم تا یه حدی شلوغ باشه..( یعنی به در و دیوار اتاق کلی تابلو و پوستر و از این چیزا نصب کردم که البته هیچ کدوم عکس شخص نیست، خصوصا عکس بازیگرا که واقعا بدم میاد.....) توی اتاقم همه جور نوشته ای پیدا میشه. از دعا و سوره هایی از قرآن گرفته تا شعر و نصیحت و جملات نغز وعکس مناظر و تک و توکی از تقدیر نامه هایی که از مسابقه های شعر و... برام به یادگار مونده و گلدونای گل و خلاصه همه چیز.....
بابا اشاره کرد به یکی از نوشته هایی که زدم به در کمد.. با این که خیلی ریز و تو هم تو هم نوشتمش بازم خوب توجه بابا رو جلب کرد....
بعد گفت همینو در نظر بگیر، توکل کن به خدا و البته تلاش کن تا موفق بشی و یادت نره که ..
از تو حرکت ، از خدا برکت.
بابا راست میگه. من تا یا علی نگم و تلاش نکنم نه با غصه خوردن به جایی میرسم نه با شور زدن!
باید امیدوار باشم و اراده کنم. از مشکلات نترسم و زندگی رو سخت نگیرم.
سخت ترین مسائل با اراده و تلاش حل میشن!
قبول دارید؟؟؟؟
شما هم یادتون باشه که همه چیز بسته به خودتونه. نباید بترسید!! با پشتکار میشه حتی یه دنیا رو عوض کرد!!
من که از اون نوشته ی روی کمد دلگرمی می گیرم . مطمئنم اگه باورش کنید هرگز امیدتون رو از دست نمیدید...........
پس باور کنید که................
در گردش گیتی ، رسد روزی ، به پایان هر غمی.......................


/ 6 نظر / 100 بازدید
elnaz

سلام..ميبينم که اولين نفری هستم که اومدم اينجا...مثل هميشه عاليه...راستی سايبان عشق...اسمتم تو لينکم درست کردم...موفق باشی.... قربانت *الی*.....

elnaz

موفق باشی...........

elnaz

........................................!

آرش

سلام به سارای عزيز.....آره ،‌ نظر منم همينه.....سخت ترين مشکلات با اراده و تلاش حل ميشن.....راستی امروز تولّد الناز ِ.....اگه بهش سر بزنی خوشحالش ميکنی.....دوستدار دوستان دوست داشتنی

بهار

سلام سارا خانم گل . ممنون از لطفت. نوشته های قشنگی داری همه رو می خونم. بازم پيشم بيا عزيزم.

amir

manam mesle hame omidvaram movafagh bashi.......