همیشه وقت هست...

ستاره ذره ذره رو گرفته و خدای آسمان طلوع می کند...

و زندگی پر از ترانه می شود

پر از سرود باد و خاک و آب

پر از درخشش طلایی طلوع آفتاب...

به دستهای مهربان باد صبحگاه می سپارم آرزوی روز تازه را

و با سلام خنده های شبنم نشسته بر نگاه برگ را جواب می دهم.

نسیم می وزد

غبار خستگی ز گونه های سرخ غنچه پاک می شود

و باز عطر زندگی تمام خاک را پر از هوای عشق می کند...

برای شادمانه زیستن...

برای رنگ عاشقانه ی خدا شدن...

برای خوب بودن و به قلب روشن و نگاه مهربان بدل شدن...

همیشه وقت هست زاغک سیاه پر

اذان عشق را بخوان

دوباره پر بگیر از آن نگاه خشمگین یخ زده

جدا شو از غروب مرده ای که قلب روشن تو را به سمت گورهای تیره می برد

عقاب شو

به چشم تیزبین تمام خاک را نظاره کن

تو را مجال پر زدن به سمت عشق و نور هست

ز کف مران تمام روشنای مانده در وجود مهر را

دوباره زنده شو

ببین که زندگی چه عاشقانه بر طنین شاعرانه ی دل پر از محبت تو خنده می زند...

/ 11 نظر / 9 بازدید