سایبان عشق را چشم و چراغی چون تو بس....خانه ی این سینه را زیبای باغی چون تو بس........یارب این دنیای پر احساس را جانی بده....سایبان عشق را هر لحظه مهمانی بده........در نگاه دوستان پر میشود منزل ز نور....مهربانان پر کنید این خانه را از شوق و شور

مشخصات

سارا

سایبان عشق، پناهی برای نوشته‌های گاه گاه من، از هر چیز و هر کجا، هر زمان و هر مکان، گاه دل نوشته‌های ادبی و گاه درد دل‌های روزانه، دفتریست که از پنجم آذر ماه سال 82 باز شده و تا هستم و سدّی نیست گشوده خواهد بود.


 

پیوندهای مرتبط صفحه نخست عناوین مطالب گذشته
ایمیل مدیر وبلاگ گوگل پلاس
اینستاگرام
فیسبوک
توييتر

دسته بندی موضوعی عمومی
ادبی
شعر
عاشقانه
اجتماعی
سالگردها
خانوادگی
دانشگاه
کتاب
سفرنامه
شهر من شیراز
اساتید
فیلم
ورزشی
آموزش بافتنی
گل و گیاه

اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر

خوبم، تو باور کن!
پرنده ی قفس
یگانه آرزو
غم عشق
سال‌ها پیش از این...
پایان زمستان
آموزش بافت سوییشرت یا بلوز بچگانه با مدل خوشه گندم
وداعی تلخ...
مراقبت و نگهداری از گیاه هاورتسیا (Haworthia Succulent)
هراس زمستانی

بايگاني

آبان ٩٥ شهریور ٩٥ امرداد ٩٥ خرداد ٩٥ اسفند ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ اسفند ٩۳ بهمن ٩۳ آبان ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ تیر ٩٢ اردیبهشت ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ دی ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ فروردین ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ اردیبهشت ۸٩ اسفند ۸۸ بهمن ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ خرداد ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ آبان ۸۳ مهر ۸۳ شهریور ۸۳ امرداد ۸۳ تیر ۸۳ خرداد ۸۳ اردیبهشت ۸۳ فروردین ۸۳ اسفند ۸٢ بهمن ۸٢ دی ۸٢ آذر ۸٢

آمار وبلاگ



  rss 2.0  

طراح قالب سارا (سايبان عشق)

چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۱

سفرنامه ارمنستان – ایروان

سلام

قصد دارم  مطالبی از سفری که به ارمنستان داشتم براتون بنویسم تا تجربه هام رو با شما در میون گذاشته باشم. درباره‌ی مکانهای دیدنی و جاذبه های گردشگری ارمنستان توی دنیای مجازی مطلب بسیار زیاد هست و شما می تونید با یک جستجوی ساده اطلاعات لازمتون رو به دست بیارید. اما نکاتی هم هست که به نظر من کمتر بهشون اشاره شده و در عین اینکه می تونن خیلی راهگشا باشن دونستنشون هم خالی از لطف نیست. پس من از نکته‌های تکراری فاکتور می‌گیرم و جزئیات رو می‌نویسم.

ارمنستان کشور همسایه‌ی مرز شمال غرب ایران و از نظر آب و هوا سرد هست. برای افرادی که مثل من هوای معتدل رو می‌پسندن بهترین زمان مسافرت به ارمنستان فصل تابستان هست هرچند از زیبایی‌های زمستانه‌ی اونجا کم نشنیدم!

ما قصد داشتیم با خودروی شخصی سفر بریم اما به خاطر یه سری مغایرت های سجلی موفق نشدیم که ماشینمونو برای خروج از مرز آماده کنیم. اگر تمایل به مسافرت با اتومبیل شخصیتون دارید این نکات رو در نظر داشته باشید:

خودرو باید به نام خودتون باشه یعنی نام مالک خودرو، گواهینامه ی بین المللی و پاسپورت و برگه مجوز خروج برای ممکن شدن خروج اتوموبیل از مرز باید دقیقا یکسان باشه و یا اینکه شخص راننده از مالک خودرو وکالتنامه ی تام گرفته باشه. برای گرفتن پلاک بین المللی اگر شرایط مذکور رو داشته باشید توی شیراز می تونید با مراجعه به منطقه‌ی ویژه‌ی اقتصادی که توی جاده ی شیراز- فسا (پل فسا) هست، برگه ی کاپوتاژ رو پر کنید و مدارک لازم رو تحویل بگیرید. بعد به یکی از آژانس های مسافرتی که در سایت کانون جهانگردی و اتومبیل رانی معرفی شده (مثلا آژانس مهاجری و شرکا که چهارراه زند هست آدرسش توی شیراز) مراجعه کنید و با ارائه مدارک برای گرفتن گواهینامه بین الملل و پلاک بین الملل اقدام کنید.

برای رسیدن به ارمنستان باید از سمت تبریز به جلفا و از اونجا هم به سمت مرز نوردوز رانندگی کنید که البته این مسیر سرسبزی و زیبایی خاص خودش رو داره و با اینکه مسیر پیچ در پیچ و باریکی هست چندان خستگی در پی نخواهد داشت. از اونجایی که ما ماشینمون رو توی پارکینگ مرز نوردوز پارک کردیم و بدون خودرو شخصی باقی مسافرتمون رو پی گرفتیم اطلاعاتم درباره ی نحوه ی خروج خودرو زیاد نیست. شما هم اگر قصد دارید خودروی شخصیتون رو توی مرز پارک کنید این دو نکته رو در نظر بگیرید که پارکینگ کاملا روباز و آفتابگیر هست ولی در همین حال با دریافت هزینه اجباری حق پارک حدودا روزی 5هزار تومن؛ خودرو رو بیمه هم می کنن!! (حالا شما جدی نگیرید اما اسمش همینه!!!)

باقی مسیر از پارکینگ تا ورود به خاک ارمنستان رو که شاید حدود یک ربع زمان می بره، باید پیاده برید. پس به نفعتونه ساک دستیتون چرخ دار باشه تا حملش براتون سخت نشه!!

ما اوایل مرداد ماه جاری، شیراز رو به قصد مرز نوردوز ترک کردیم. یک شب اصفهان و یک شب هم تبریز موندیم و بعد به طریقی که توضیح دادم از مرز ایران خارج شدیم. باید دقت کنید که ارمنستان هم مثل امارات برای ورود داروهای کدئین دار محدودیت قضایی گذاشته و اینطور که شنیدم اگر حتی یه قرص همراهتون داشته باشید می تونه تا 4 سال زندان داشته باشه!!!

برای خروج از مرز زمینی 11هزار تومان عوارض خروجی رو توی خود مرز پرداخت می کنید؛ مقدار درام مورد نیازتون رو خریداری می کنید و بعد از انجام مقدمات لازم و چک شدن گذرنامه و مدارک از مرز خارج می شید. و اما بعد از ورود به ارمنستان، برای دریافت ویزا اقدام می کنید که سرجمع 5 دقیقه زمان لازم داره و تا مرداد ماه که ما دریافتش کردیم سه هزار درام برای هر نفر قیمتش بود (درنظر داشته باشید که هر درام ارمنستان معادل 5 تومان ما بود).

همون دقیقه ی اول برخورد با ارمنی ها می تونید حس کنید که مردم خوبی هستن و آرامش و لبخندشون خیلی بیشتر از ایرانی هاست! و بعد هم شاهد خواهید بود که در رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی چقدر منظم و دقیق هستن. احترام گذار و مودبن و یکرنگی درشون موج میزنه.

مقدمات ورود به کشور رو هم که انجام دادید مجدد پیاده چند قدمی راه طی می کنید و اینجاست که باید برای مسیر بعدیتون که کدوم شهر باشه برنامه ریزی کنید. عمدتا مقصد مسافران، شهر ایروان یا به قول خودشون یروان هست.

همونجا یه آژانس مسافربری به اسم گاگولی بود (هر کس معنی گاگولی رو میدونه به من بگه که مردم از کنجکاوی!!!). آقای گاگولی همونجا ماشین مورد نظرتون رو با قیمت متناسب با همون خودرو (مثلا ما با ون میتسوبیشی برای رفت 4 نفر هر نفر 12هزار درام و برای برگشت از ایروان تا مرز 3 نفر با فلوکس واگن هر نفر همون 12 هزار درام پرداخت کردیم. اما بنز هم بود که نفری 150 دلار هم می‌گرفت!!)

اگر تعداد نفراتتون از ظرفیت ماشین کمتر هست به نفعتون هست که صبر کنید تا ظرفیت تکمیل بشه و مجبور نشید هزینه ی کرایه ی کامل ماشین رو خودتون پرداخت کنید. (کرایه کامل ماشین برای ماشینای عادی فکر کنم پنجاه هزار درام بود!) آقای گاگولی به هر کدوم از مسافرانش یه سیم کارت رایگان بی لاین beeline میده. البته ما خودمون قبلش سیم کارت ویواسل خریده بودیم. (ارمنستان سه تا اوپراتور داره. گرونترینشون اورنج هست بعد ویواسل و بعد هم بی‌لاین اما برای یه مدت اقامت کوتاه تفاوت چندانی ندارن!!! فقط دقت کنید به نفعتون هست که همه ی همراهانی که قصد دارید با هم تماس داشته باشید از یک اپراتور سیم کارت گرفته باشید. برای خرید شارژ هم گوشه گوشه ی شهر دستگاه گذاشتن که مشکلی نداشته باشید.) شما می تونید قبل از رسیدن به مرز با شماره آقای گاگولی تماس بگیرید و باهاش هماهنگ کنید. چون تا یه مسیر از ورودی مرز ایران و ارمنستان هنوز همراه اول و ایرانسل آنتن دارن می تونید با خط داخلی به شماره 09149026878 یا خط ارمنستان به شماره های 098102000 و 096102000 تماس بگیرید. (اینا شماره هایی بود که من روی تابلوشون دیدم و یادداشت کردم که شاید به کار دیگران بیاد!!)

همین آژانس می تونه برای کرایه ی سوئیت و هتل هم به شما کمک کنه اما بد نیست گوشزد کنم که همیشه هزینه ی دلالی خیلی بالاست و اگر خودتون رابط مستقیم داشته باشید می تونید بیشتر صرفه جویی کنید. حتی بعضی آشناها بهمون گفتن اگر یه سر به مسجد ایرانی ها توی ایروان می‌زدید می تونستن خیلی خوب راهنماییتون کنن اما ما دیر وقت شب رسیدیم و فرصت این کار رو نداشتیم. (فاصله ی مرز تا ایروان 400 کیلومتر جاده ی بسیار پیچ در پیچ هست که طی کردنش حدودا 6 تا 7 ساعت طول می کشه. پس جوری برنامه ریزی کنید که در ساعت مناسب به ایروان برسید.)

رابط ما خانم ژاسمین بود که آژانس معرفیشون کرد. هم آقای گاگولی و هم خانم ژاسمین فارسی رو خیلی فصیح و روان بلدن و برای ارتباط برقرار کردن مشکلی ندارن. (یادآوری می کنم که مردم ارمنستان انگلیسیشون چندان خوب نیست و عمدشون اصلا بلدش نیستن اما می تونن تا حدودی فارسی رو بفهمن، زبان روسی زبان دومشون هست و عده ی زیادیشون تا حدودی به زبان آلمانی مسلط هستن. حتی عمده ی تابلوهای شهر هم به دو زبان روسی و ارمنی نوشته شده و کمتر تابلوی انگلیسی به چشم می خوره)

شماره تماس ژاسمین رو هم ازش گرفتم:‌خط ایران: 09359524518 این شماره ها هم روی کارتش بود: 0037494217170 و 77207170 و ارمنستان هم 094217170 و 077207170 و ایمیلش هم این بود:‌ jaszakarian@yahoo.com (روی کارتش نوشته بود: وکالت، اقامت، ثبت شرکت، اجاره خانه و ویلا)

اما از اونجایی که ژاسمین هم یه واسطه بود و حق دلالی خدا تومنی این وسط خیلی طبیعی هست من کنجکاو شدم و با صاحب خونه ای که خونشو اجاره کردیم شخصا حرف زدم. اسمش خانم گایان Gayan بود و اصلا انگلیسی که نمی فهمید هیچ فارسی هم زیاد بلد نبود اما آلمانی رو خوب می‌دونست. یه آپارتمان سه تخته ی مبله طبقه ی هشتم توی خیابون امیریان 12 داشت با تمام تجهیزات. این خیابون چون مرکز شهر بود با میدان جمهوری فقط 5 دقیقه فاصله داشت و از بقیه جاهای دیدنی هم دور نبود. به همین واسطه ما برای رفت و آمدمون به اکثر مناطق درون شهری پیاده روی می‌کردیم! البته دقت کنید اغلب خونه های ارمنستان ظاهر بیرونی قشنگی ندارن اونم به خاطر وضعیت سیاسی زمان شورویه و اینکه مسئولیت فضای بیرونی ساختمونا ظاهرا با شهرداری هست اما داخل خونه ها مرتب و مناسب هستن.

ژاسمین برای اجاره خونه از ما شبی 70 دلار گرفت اونم با کلی چونه. اما خود گایان گفت اگر کسی بدون واسطه با خودم تماس بگیره من خونمو شبی 40 دلار بهش اجاره میدم!! منم شمارشو گرفتم که اگر خواستید خودتون مستقیم باهاش تماس بگیرید. فقط چون فارسی و انگلیسی بلد نیست باید یا ارمنی یا آلمانی حرف بزنید یا هم چیزی که خودش گفت بهش بگید: گایان؟ آپارتمان فور رنت (for rent یعنی برا اجاره!!!). گفت اینو بهم بگن می‌فهمم!! شماره تماس گایان هم اینه: 0037491466143 (از اونجایی که دستخطش اونقدر نامفهوم هست که الان هرچی دارم کاغذ رو بالا پایین می کنم نمی تونم درست مطمئن باشم عددی که نوشته یک هست یا هفت؛ اگر این شماره اشتباه بود به جای 143 آخرش 743 بگیرید!)

ایروان اونقدر بزرگ نیست که بتونم ادعا کنم خیلی جاهای دیدنی زیادی داره اما من خودم از برنامه ای که هر شب از ساعت یک ربع به نه تا ساعت 12 شب توی میدان جمهوری یا همون میدان هراپاراگ اجرا میشد بی اندازه لذت می بردم. موسیقی کلاسیک، رقص نور و آب و نسیم ملایم شبونه! یه حس بی اندازه لذت بخش بهم میداد و خصوصا وقتی میدیدم دختر و پسرای جوان چه عاشقانه با هم می رقصن و انتهای ترانه رو با بوسه های عاشقانشون همزمان می کنن، شور عشق و زندگی رو به وضوح حس می کردم!

همونجا هم کلی آدمای مختلف ایرانی و غیر ایرانی به زبان فارسی ازتون برای رفتن به کلوپ شبانه با هزینه های مناسب و تخفیف ویژه دعوت می کنن که البته ما تمایلی بهش نداشتیم. هرچند برای افرادی که خودشون اهل رقص و آواز و شراب و... باشن حتما جذابیت داره.

تا یادم نرفته یه نکته که توجه منو شدیدا جلب کرد بگم، مردم ایروان مردم تمیز و شیک پوشی هستن. ساده اما شیک و مرتب. جالب بود توی فضای خاک آلود هم کفشای جیر می پوشیدن که یه ذره غبار روش نبود!! خیلی خوشم اومد!!

و یه نکته ی جالب دیگه هم اینکه ماشین هاشون هم به سبک انگلیسی فرمون سمت راست بود و هم سبک آمریکایی! اما جاده ها سبک آمریکایی داشتن مثل ایران. تعداد پمپ گاز CNG اونجا از تعداد پمپ بنزین بیشتر بود و فشار خوبی هم داشت منتها سر اتصال پمپ گاز ارمنستان با سر اتصال پمپ هایی که ماشینای ایران دارن متفاوت بود. پس فکر نمی کنم ماشینای ایرانی راحت از پمپ گاز اونجا استفاده کنن. هزینه ی بنزین هم اونجا هر لیتر 2500 تومن بود.

ارمنستان طی جنگ هایی که داشته عده ی زیادی شهید داده که عکسها و افتخاراتشون رو توی موزه ای که در ساختمان زیرین مجسمه ی مادر قرار داره نگهداری می کنن. مجسمه ی مادر هم بنای یادبود از تنها زن زنده مونده در جنگ هست که تا آخرین لحظه جنگیده.

کاسکاد یا هزارپله هم مکانی هست که با مجسمه های برنزی و سرسبزی که داره جلب توجه می‌کنه. اونایی که توان بالا و پایین رفتن از پله رو ندارن می تونن از آسانسور و پله برقی در زمان عدم تعطیلیشون استفاده و در کنارش از موزه هم دیدن کنن.

تالار ملی اپرا هم در نزدیکی میدان جمهوری هست و فضای جالب و جذابی داره. البته همون اطراف هم پارکهای زیبایی هستن که می تونید دقایقتون رو درشون سپری کنید و ازش لذت ببرید.

زیاد نمی خوام از جاهای دیدنی ارمنستان بنویسم تا با جستجوی بیشتر توی اینترنت خودتون به موارد کاملتر برسید. اما یه نکته رو خوبه بنویسم. منهای جاهای دیدنی درون شهر که ما همشونو پیاده رفتیم و چندین بار گشتیم، جاهایی هم هست که فاصله ی زیادی با شهر داره و برای دیدنشون باید یا با تور برید یا وسیله شخصی داشته باشید. مثلا دریاچه سوان، دره ی گلها، کلیساهای باستانی و امثالهم. ما برای گردش برون شهری چندتا آژانس گردشگری توی ایروان رو چک کردیم اما از همه ی تورها بهتر سرویسی بود که آقای شهسواری صاحب رستوران ایرانی توی ایروان به اسم "شاه رستوران" ارائه میداد. چون اول که راهنمای تور فارسی زبان بود، تور شامل ناهار مفصل هم میشد و وسیله ی سفر هم راحت و مناسب بود. اگر شما هم خواستید می تونید از اونجا هم راهنمایی بگیرید. آدرسشون خیابون ماشدوچ 34/1 و تلفنشون 0037410531673 بود که باز از خونه ای که ما اجاره کرده بودیم فاصله ی زیادی نداشت. البته اگر فرصت و حوصله ی جستجو کردن داشته باشید شاید بتونید تورهای بهتر هم پیدا کنید. من تمام مواردی رو که بابتشون جستجو کرده بودیم و ازشون استفاده کردیم نوشتم که شاید بتونه برای بقیه مفید باشه. شاید یه کم تبلیغی به نظر بیاد اما منفعتی برا من نداره فقط نوشتم که شاید بتونه از هزینه های سفر دوستان کم کنه!

دره‌ی گلها و تله سیجش واقعا قشنگ بود. دریاچه سوان هم که دریاچه ی آب شیرین هست و کلیساهای کنارشون دیدنی بودن خصوصا که ما یکشنبه برای دیدنشون رفتیم و شیوه ی عبادت خالصانه ی مسیحیان رو هم شاهد بودیم.

گفتم عبادت یه چیزی یادم اومد؛ توی مسیر برگشتمون از ایروان به مرز سوار ماشین یه مرد جوان به اسم میران شدیم که توی مسیر هرجا کلیسا بود یا سقا خونه های مقدس بین راهی؛ دو سه تا بوق میزد و با احترام ویژه چند بار روی سینش نشان صلیب رو رسم می کرد. خیلی برام جالب بود رفتاراشون. اعتقادات دور از تظاهر همیشه برام شیرینن.

و اما وضعیت خرج و مخارج عمومی...

من تقریبا تمام مدت اقامتمون توی ارمنستان منهای یه ناهار و یک وعده هم شام، خودم آشپزی کردم. توی خونه همه ی تجهیزات بود و آشپزی بدون وسواس چندان زمانبر نیست. هزینه ی خرید مواد غذایی مثل گوشت و مرغ و قارچ و ذرت و امثالهم اونجا به نسبت ایران کمتر بود. مثلا من یه بسته فیله سینه ی مرغ تازه که 5 تا سینه بزرگ کامل مرغ بود رو خریدم 11 هزار تومن یا یه بسته گوشت فیله ی کنجه شده ی گوساله حدودا 300 گرمی رو کمتر از 7 هزار تومن خریدم. به نظر خودم که واقعا به صرفه بود. اما امان از قیمت اجناس غیر خوراکی! مثلا ما یه دمپایی مسخره ی پلاستیکی تایلندی که اینجا حداکثر 5 هزار تومن قیمت داره رو اونجا مجبور شدیم بخریم 30 هزار تومن!!! پس دقت کنید لوازم شخصی همراهتون باشه تا مجبور به پرداخت هزینه های سنگین نشید.

هزینه ی کرایه تاکسی هم با اینکه یک بار بیشتر تاکسی نگرفتیم به نظرم مناسب بود. از تاکسی تلفنی و دربست خودمون که خیلی ارزونتر می شد. حساب کردم اگر کسی اونجا بخواد زندگی کنه با کمتر از یک و نیم میلیون تومان در ماه می تونه یه زندگی نرمال (و نه خیلی لوکس) برای خانواده ی سه نفرش داشته باشه. البته این حساب خیلی سرانگشتی هست و اعتباری نداره اما چیزی هست که من حدس زدم!

با حساب مسیر شیراز تا تبریز و برعکس و 5 روز هم اقامت در ارمنستان، سفر 9 روزه و سه نفره‌ی ما حدود دو میلیون تومان هزینه داشت. (قیمت دلار هم توی این فاصله از 1980 تومان به 2200 رسیده بود!!!)

پایان سفر 5 روزه ی ما در ارمنستان به این صورت بود که خود ژاسمین باهامون تماس گرفت؛ اومد و پاسپورتمون رو پس داد و ماشین هم برامون تا مرز آماده کرد و ما برگشتیم.

هزینه ی پارکینگ ماشینمون توی مرز 25 هزار تومان شد و شب هم توی ائل گلی تبریز موندیم. نزدیکای اذان صبح یه دزد با خیال اینکه می تونه از چادر ما دزدی کنه یه گوشه از چادر رو پاره کرد اما مجید حتی اگر خواب باشه همیشه با کوچکترین حرکتی از خواب بیدار میشه و تازه همه ی ما قبلش با صدای اذان بیدار شده بودیم. به همین واسطه آقا دزده دمشو گذاشت رو کولش و فرار کرد و فقط یه پارگی رو چادر ما باقی گذاشت!

تفاوت دمای شیراز و تبریز و حتی ارمنستان برام به شدت واضح بود و متاسفانه دو روز بعد از رسیدن ما به شیراز آذربایجان دچار زلزله شد! (همینجا برای همه ی هموطنانم در اون خطه آرزوی سلامتی دارم)

دلم می خواست فرصتی دست بده تا درباره ی طبیعت و زیبایی ها و جاذبه های گردش گری هم بنویسم اما طومار از این طولانی تر دیگه صفایی نداره. شاید فرصت های آتی...

از خدا می خوام برای سالها و سفرهای آتی بهمون توان و استطاعت بده و برای همه ی مسافران آرزوی سفری خوش و بی خطر دارم.

شادزی؛ مهرافزون؛ در پناه ایزد یکتا

+ نویسنده : سارا ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ - چاپ مطلب

پيام هاي ديگران()