فیسبوک
توييتر
دانلود جلد ششم، هفتم، هشتم و نهم کتاب خاطرات یک خون آشام
قصه
خداحافظ
سفرنامه تایلند (بانکوک؛ پاتایا؛ کرابی-لانتا)
اتصالی!!!!
وقتی ذهن یه شاعر منهدم باشه اینجوری شعر می نویسه:
دانلود فایل آموزشی نحوه ارائهی مقاله به ژورنالهای بینالمللی با رتبه ISI
دانشنامه نشریههای بین المللی با رتبه ISI + معرفی کتاب و کتابخانه مجازی
سفر بخیر
شهریور پر خاطره
اردیبهشت ٩۱ فروردین ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ اردیبهشت ۸٩ اسفند ۸۸ بهمن ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ خرداد ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ آبان ۸۳ مهر ۸۳ شهریور ۸۳ امرداد ۸۳ تیر ۸۳ خرداد ۸۳ اردیبهشت ۸۳ فروردین ۸۳ اسفند ۸٢ بهمن ۸٢ دی ۸٢ آذر ۸٢
أنا والشوق يطول ليلي وانت تغيب
أنا والعين نسأل فين أغلى حبيب
أنا قلبي ينادي ليك وروحي تروح ليك
يوقف بي الزمان واستنى شوف عينيك
سلام.
گفتم يه مدته ترانه هاي عربي برام جذاب شدن. نوشته ي بالا قشنگترين و البته مرتبط ترين قسمت از ترانه ي انا و الشوق با زندگي من و عزيزترينم ، همسرم، هست كه با اشتياق نوشتمش.
زمان خيلي زود ميگذره اما دلتنگي ها هميشه شيريني اون رو كم مي كنن تا وقت وصال شيرين ترين لحظه رو تجربه كني. منم به اميد لحظه هاي ديدار هست كه نفس مي كشم.
خيلي دلم گرفته بود، اما فقط چند دقيقه با مجيد درد دل كردم و آروم شدم.
هر كدوم از ما بارها توي زندگيمون اشتباه كرديم و شايد گاهي خطاهايي كرده باشيم كه براي خودمون تلخ ترين خاطره ها رو رقم بزنه. اما انسان جايزالخطاست مگه نه؟ ديروز به اين مساله فكر مي كردم و ديدم كه من هم توي زندگيم خطاها و اشتباه هايي داشتم و بهتره نذارم توي سال جديد آثارشون باقي بمونه. با اين تصميم بهتر دونستم كه به خاطر همه ي اشتباه هام اول از پروردگارم و بعد از اون از عزيزانم عذرخواهي كنم و تا حدودي اين كار رو انجام دادم.
با هما كه هميشه بهترين دوستم بوده و هست صحبت كرديم و بالاخره با مرور تمام خاطره ها هر دو با يه لبخند به هم گفتيم كه خطاها و لغزش هاي هم رو بخشيديم و با يه تولد دوباره از نو شروع مي كنيم.
صبح با مجيد عزيزم سر همين مسائل بحث كرديم و من از اونم خواستم خطاهاي كوچك و بزرگ منو ببخشه و البته چه كسي به بزرگواري همسرم؟!
خداي بزرگ هميشه بخشنده و مهربان بوده و هست و بندگان بخشنده و مهربانش رو دوست داره. من به درگاه پروردگار در طلب بخشش و لطفش دست دراز مي كنم و مي خوام كه به ما در يك زندگي پاك و سالم، شاد و عاشقانه و البته شيرين و پر از صداقت و ايمان ياري كنه و به هيچ بيگانه اي اجازه نده كه به حريم شادماني ما تجاوز كنه.
از خدا مي خوام كه اشتباه همه ي بندگانش رو ببخشه و فرصت آغاز دوباره رو ازشون نگيره.
خودم هم همه ي اشتباه هاي ديگران رو و البته خودم رو بخشيده و مي بخشم و به كمك خدا و رحمتش از نو شروع مي كنم و نخواهم گذاشت كه اشتباهاتم تكرار بشن. (يه تولد دوباره! كه واقعا زيباست!)
بعضي رفتاراي ما بچه ها گاهي باعث رنجش پدر و مادرمون شده. ديروز با چشماي خودم ديدم كه چهره ي پدرم چقدر شكسته شده! دل منم شكست!
از خدا مي خوام تا من هستم، سايه ي عزيزانم رو از سرم كم نكنه. پدر، مادر، همسر، خواهران و برادرم، در يك كلام خانواده ي بي نظيري رو كه دارم منسجم و سلامت در پناه خودش حفظ كنه. (آمين!)
شادماني همه ي خوبان رو از خداوند بزرگ خواستارم.
به اميد ديدار و در پناه حق
درود.
اولين پست نوشته هامو توي سال 86 در حالي مي نويسم كه دوست خوبم President Evil امر كردن كه هفت مورد از اتفاقاي مهم سال گذشته رو در ادامه ي نوشته هاي خودشون بنويسم.
اطاعت امر:
1- قبولي در رشته ي مهندسي صنايع و ادامه ي تحصيل بعد از دو سال كارداني.
2- شروع يه كار با جمعي از دوستان كه آخرش به دلايل مختلف منتهي به شكست شد و كلي دردسر هم به دنبال خودش برام به وجود آورد و از خيلي چيزايي كه دوست داشتم بري شدم!
3- موقتا تا زمان نا معلوم فعاليت در انجمني كه داشتيم راه اندازي مي كرديم به صورت حضوري رو با كمال تاسف كنار گذاشتم!
4- علاقه ي چند برابري به مطالعه ي غير درسي پيدا كردم كه در شرايط فعلي فشردگي دروس چندان به موقع نبود!
5- توجهم دوباره مثل چندين سال قبل به مسائل سياسي و اتفاقاتي كه در اطرافم مي افته جلب شد كه خوب اونم توي وضعيت فعلي كشور و ملت و خصوصا ديدگاه بين المللي چندان كه جذاب نيست هيچ تا حدود زيادي رنج آوره!!
6- همون اندازه كه از سبك هاي جديد و خواننده هاي (خواننده كه نه! چي بگم بدشون نياد؟؟؟) جديد زده شدم ، در حالي كه از علاقه ي قبليم به ترانه هاي خارجي كم نشد، به ترانه هاي عربي كه قبلا برام جذاب نبودن شديدا علاقه مند شدم !
7- اما مهم تر و تاثيرگذارترين اتفاقي كه توي اين مدت برام پيش اومد يه تحول احساسي بود كه به جرات ميتونم بگم وابستگي هامو به خانواده و خصوصا همسرم مجيد چند برابر كرد . البته شايد كلمه ي تحول زياد جالب به نظر نياد، شايد يه جور حس عاشقانه كه خوب دلايل زيادي داشت كه به اندازه ي زيادي رشد كنه و منو تا حد زيادي تغيير بده. تا حدي كه ارتباطم با دوستام و جامعه ي بيرون تا حد زيادي كم شد به جاش با خانواده بيشتر در ارتباط بودم كه صد البته به نفعم هست! (البته يه جاهاييم خرج داره مثل خرج خدا توماني تماساي مكرر بين شهريم با مجيد وقتي شيراز نيست و ميره سر كار!)
اينم هفت مورد از مواردي كه به ذهنم رسيد!
اما يه اتفاق خيلي خوب كه برام پيش اومد و باعث شد يه عيد دو هفته اي خيلي شيرين داشته باشم كار غافلگيركننده ي عزيزترينم يعني همسر خوبم مجيد بود كه بدون اطلاع قبلي از محل كارش مرخصي گرفت اونم با هزار دردسر ، و خودش رو در حالي كه من چشمام خيس از دلتنگيش بود در بهترين موقع روز قبل از تحويل سال به جمع خانواده رسوند و با حضورش بهترين عيدي رو به من داد.
هرچند يه سفر خوب رو توي نوروز از دست داديم اما مي تونم بگم يكي از بهترين نوروز هاي زندگيم رو سپري كردم و به خاطرش خداي بزرگ رو هزاران بار شكر ميگم.
حالا منم و كلي كتاب و درس نخونده و حدود يه ماه و نيم زمان تا امتحانا! از خدا مي خوام مثل روزايي كه توي سال جديد سپري كردم، ايام خوشي در انتظار من و خوانوادم و به همچنين همه ي دوستاي خوبم و حتي اونايي كه خاطره ها و حادثه هاي تلخي رو باهاشون تجربه كردم باشه.
خوشبختي همه ي جووناي خوب خصوصا ايراني آرزوي قلبي منه.
هميشه شاد و خرم باشيد
من از ويدا جون و مونا خانم دعوت مي كنم كه در صورت تمايل اونا هم هفت مورد از اتفاقاي مهم سال گذشتشونو (شايدم نوروز اخير رو !!) بنويسن.
به اميد ديدار

