سایبان عشق را چشم و چراغی چون تو بس....خانه ی این سینه را زیبای باغی چون تو بس........یارب این دنیای پر احساس را جانی بده....سایبان عشق را هر لحظه مهمانی بده........در نگاه دوستان پر میشود منزل ز نور....مهربانان پر کنید این خانه را از شوق و شور

مشخصات

سارا

سایبان عشق، پناهی برای نوشته‌های گاه گاه من، از هر چیز و هر کجا، هر زمان و هر مکان، گاه دل نوشته‌های ادبی و گاه درد دل‌های روزانه، دفتریست که از پنجم آذر ماه سال 82 باز شده و تا هستم و سدّی نیست گشوده خواهد بود.


 

پیوندهای مرتبط صفحه نخست عناوین مطالب گذشته
ایمیل مدیر وبلاگ گوگل پلاس
اینستاگرام
فیسبوک
توييتر

دسته بندی موضوعی آزاد
ادبی
شعر
عاشقانه
اجتماعی
سالگردها
دانشگاه
خانوادگی
کتاب
سفرنامه
شهر من شیراز
اساتید
فیلم
ورزشی
گل و گیاه

اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر

مراقبت و نگهداری از گیاه هاورتسیا (Haworthia Succulent)
هراس زمستانی
گم شده
آغاز دوباره
خدا می‌داند!
سفرنامه ترکیه (ترابزون، بولو، استانبول، آنتالیا، آلانیا، قونیه، کایسری)
معمای بی جواب
نیایش
سفرنامه جزیره قشم
سفرنامه – نرگس‌زارهای استان فارس و روستای تاریخی سرمشهد

بايگاني


آمار وبلاگ



  rss 2.0  

طراح قالب سارا (سايبان عشق)

شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٤

مراقبت و نگهداری از گیاه هاورتسیا (Haworthia Succulent)

سلام

بهار فصل سرسبزی و نشاط هست و من این فصل رو اختصاص دادم به گل و گیاه. امسال ناامیدی از آپارتمان نشین بودن رو کنار گذاشتم و گلدون گلهای طبیعی رو به خونه راه دادم تا هم از زیبایی و جذابیت‌هاشون لذت ببرم و هم خونه رو از هوای پاک لبریز و صدالبته انرژی مثبتشون رو دریافت کنم. پیشنهاد میدم شما هم چندتا گلدون هرچند کوچک گل طبیعی رو به خونه بیارید و در کنار یا به جای گلهای مصنوعی ازشون توی دکور خونه استفاده کنید. قطعا حضورشون نشاط و شادمانی و سلامت رو براتون به ارمغان میاره.

من به مناسبت یکم خرداد یعنی سالگرد تولد و ورودم به سومین دهه‌ی زندگی به خودم چندتا گلدون قشنگ هدیه دادم تا در کنار طبیعت شور جوانی رو همواره در وجودم حفظ کنم.  

از اونجایی که تنوع گلهای آپارتمانی و خونگی خیلی زیاده اما در بیشتر خونه‌ها انواع کاکتوس و ساکیولنت وجود داره، چون هم نگهداریشون سخت نیست، هم رسیدگی زیادی نمیخوان و هم کوچک و ظریف هستن. امروز ضمن عذرخواهی از عزیزان متخصص؛ دوست دارم درباره‌ی یه ساکیولنت زیبا به اسم هاورتسیا (Haworthia Succulent) چند نکته رو برای دوست‌دارانش بنویسم. امیدوارم کارآمد باشه. خوشحال میشم اگر اطلاعات تکمیلی یا نقص‌های احتمالی نوشته‌هام رو بهم گوشزد کنید.


اول باید خاطرنشان کنم که ساکیولنت ها گیاهان گوشتی و کاکتوس‌ها جزئی از خانواده‌ی بزرگ ساکیولنت‌ها هستن. خیلی ساده بخوام بگم، عمده گیاهان گوشتی بدون خاری که اغلب در عامه بهشون کاکتوس میگیم، کاکتوس نیستن بلکه ساکیولنت هستن!! و هاورتسیا هم یک ساکیولنت هست.

هاورتسیا یک گیاه شبیه به آلوورا هست که خودش انواع مختلف داره. کوچک و کم رشد هست و از نظر زنگ و سایز با آلوورا تفاوت داره. نوعی که من دارم و میخوام دربارش بنویسم سبز تیره هست و خط‌‌های برجسته سفید رنگی روی برگهاش هست که باعث شدن در بعضی جاها به گیاه گورخری (zebra plant) مشهور بشه. زادگاه این گیاه آفریقای جنوبی هست. این گیاه به هوای تازه خیلی علاقه‌مند هست و بهتره گاه گاهی اون رو در هوای آزاد با دمای مناسب قرار بدید تا رشد و نشاط بیشتری داشته باشه.

از وسط بوته‌ی هاورتسیا یک شاخه‌ی بلند که گلها بر روش رویش پیدا می‌کنند سبز میشه. گلهای خشک شده رو از این شاخه جدا کنید تا گلهای جدید قوت و قدرت شکوفایی بیشتر رو به دست بیارن. دشمن این گیاه مثل همه‌ی گیاهان، نور شدید، آب‌یاری بیش از اندازه و دمای نامتناسب هست. هرگز اجازه ندید آب در زیر گلدانی این گیاه باقی بمونه.

نیازها:

نور: مشابه اغلب ساکیولنت‌ها، این گیاه هم به نور مناسب اما نه مستقیم نیاز داره. در نور ملایم سبز رنگ هست. اگر دیدید برگهای سبزش کمی متمایل به قهوه‌ای یا زرد تیره شدن معنیش اینه که نور بیش از اندازه بهشون خورده پس بهتره به جای کم نورتر و دور از اشعه مستقیم و داغ خورشید قرارشون بدید. در نور خیلی کم هم رنگش رو از دست میده و سبز روشن میشه و خط‌های سفید روی برگها محو یا کمرنگ میشن. در این شرایط هم باید به جای پرنورتر انتقالش بدید. در کل این گیاه نسبت به اکثر کاکتوس‌ها و ساکیولنت‌ها به نور مستقیم کمتری نیاز داره.

آبیاری: در فصل تابستان و هوای گرم بهتره بین دو آبیاری خاک گلدان کاملا خشک شده باشه. حدودا هفته‌ای یک بار در تابستان و در زمستان هم یک بار آبیاری در ماه نیازمند هست. دقت کنید که آب بین برگها جمع نشه و ترجیحا برگهای گیاه خیس نشن. در عین حال مراقب باشید گیاهتون از بی آبی خشک نشه. خاک خیس در هوای سرد و نور کم قطعا به گیاه شما آسیب میزنه و کم آبی شدید خصوصا در گرما و نور زیاد هم باعث مرگ و خشک شدن گیاه میشه.

دما: دمای حدودی بین 23 تا 33 درجه سانتی‌گراد بهترین دما برای هاورتسیا و حداقل 5 و حداکثر 40 درجه دمای قابل تحمل این گیاه هست. در نظر داشته باشید که دمای قابل تحمل در سرما به شرط عدم آبیاری و خیس نبودن خاک و گیاه و در گرمای زیاد به شرط جریان هوا، تهویه و شرایط محیطی مناسب و در سایه قابل سنجش هست. در هر صورت سعی کنید گیاه رو از گرما و سرمای شدید محافظت کنید.

خاک: این گیاه هم مثل بقیه انواع ساکیولنت‌ها و کاکتوس‌ها به خاک مخصوص کاکتوس نیاز داره. از اونجایی که اغلب کاکتوس‌ها و ساکیولنت‌ها دوست ندارن ریشه‌هاشون مرطوب و خیس بمونه پس خاک اونها باید زهکش خیلی خوبی داشته باشه. خاک مخصوص کاکتوس رو می‌تونید از بازار تهیه کنید. اگر خودتون خاک رو ترکیب میکنید در نظر بگیرید که ساکیولنت‌ها و کاکتوس‌ها خاک قلیایی رو به خاک اسیدی ترجیح میدن. باید کوکوپیت یا سبوس برنج برای سبک سازی خاک، گرد زغال برای جلوگیری از عفونت، کمپوست یا خاک برگ و خاک باغچه برای تغذیه گیاه و ماسه حداکثر 6 ملیمتری برای زهکشی خاک رو با هم ترکیب کنید. خاک نه باید خیلی مقوی و سنگین باشه و نه بی مواد مغذی و خیلی سبک! خاک نباید آب رو زیاد در خودش نگه داره چون باعث پوسیدن ریشه گیاه میشه.

گلدان مناسب: هاورتسیا یک گیاه کند رشد و کوچک هست که ممکنه تا سالها نیازی به تعویض گلدان نداشته باشه. گلدان رو برای تمام گیاهان مناسب با سایز گیاه انتخاب کنید. گلدان زیاد بزرگ باعث میشه آبیاری بیشتر نیاز باشه و احتمال پوسیدن ریشه رو بالا می‌بره و همچنین در بیشتر گیاهان چون ریشه‌ها فضای خیلی زیادی دارن و به دیواره‌ها نمی‌رسن رشدشون کم و گیاه ضعیف می‌شه. گلدان‌های کوچک هم به واسطه خاک کم و در نتیجه مواد غذایی کم و همچنین فضای کم برای رشد ریشه گیاه، مناسب نیستن.

تغذیه: اگر گیاه شما بعد از چند سال نیاز به تعویض گلدان نداشت بهتره خاک گلدان رو غنی کنید. میشه این کار رو با برداشتن چند سانت از خاک قدیمی گلدان و جایگزین کردن خاک تازه و مقوی انجام داد. کاکتوس‌ها و ساکیولنت‌ها به اندازه‌ی سایر گیاهان زینتی نیازمند کود دهی نیستن و بعضی‌ها تا سه سال کود به گیاهشون نمیدن و معتقدن که مشکلی ایجاد نمیشه. اگر شما تمایل به کود دادن به کاکتوس‌ها و ساکیولنت‌هاتون دارید بهتره این کار رو در پاییز و زمستان انجام ندید و در بهار و تابستان یعنی فصل رشد گیاه ماهی یک بار با نصف دوز لازم برای گیاهان زینتی آپارتمانی و یا با کود مخصوص کاکتوس، گیاهانتون رو تغذیه کنید.

تکثیر: تکثیر هاورتسیا مثل آلوئورا و بسیاری از گیاهان مشابه به واسه‌ی پاجوش‌هایی هست که در کنار گیاه مادری می‌رویند. همیشه اجازه بدید پاجوش ها به اندازه‌ی یک سوم گیاه مادر رشد کنن و بعد اونها رو از پایه‌ی مادری جدا کنید و در گلدان جدید بکارید. کاشت بذر هم روش دیگر تکثیر این گیاه هست. در جایی خوندم که افراد متخصص میتونن هاورتسیا رو از طریق قلمه‌ی برگ هم تکثیر کنن اما این روش نه تنها بسیار کند و کم سرعت هست بلکه برای افرادی که تخصص لازم رو ندارن چندان ساده و شدنی نیست.

آفات و بیماری‌ها: این گیاه ممکنه درگیر شپشک‌ها بشه که به سادگی قابل رفع هست. سم پاشی و یا حذف فیزیکی آفت از راه‌حل‌های این مشکل هست. اما بیشترین مشکل این گیاه پوسیدگی ریشه در اثر رطوبت زیاد و یا فقیر بودن خاک هست که میتونه باعث فساد و مرگ گیاه بشه. پس در آب‌یاری و تعویض به موقع گلدان و خاک گیاه دقت کافی به کار بگیرید.

هاورتسیا (Haworthia Succulent)

امیدوارم بتونید با نگهداری صحیح و خوب از گیاهانتون تا سالها اونها رو داشته باشید و از تماشا و وجودشون لذت ببرید.

راستی: فراموش نکنید که گیاهان مثل باقی موجودات زنده احساس دارن. پس با گیاهانتون با احساس‌های خوب و مثبت مواجه بشید و به هم لبخند بزنید که لبخند نشاط، سرزندگی و شادمانی رو به همراه میاره!

+ نویسنده : سارا ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ - چاپ مطلب

پيام هاي ديگران()

چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۳

هراس زمستانی

من از تنهاییِ در خیل آدم بی تو می‌ترسم

من از درد دل درگیر ماتم بی تو می‌ترسم

جدا از چشم‌های تو جهان را هم نمی‌بینم

من از تصویر دنیای دمادم بی تو می‌ترسم

خدا را شاهد خلقی که درگیرند با خودها

من آن خویشم که از قانون عالم بی تو می‌ترسم

کنارت گرم و آرامم در این فصل زمستانی

من از سرمای حتی ذره‌ای کم بی تو می‌ترسم

به چشمانم نگاهی کن که فریادست نامت را

تویی در قلب من شادی که از غم بی تو می‌ترسم

بیا این لحظه را خوش دار و دم با من غنیمت دان

که از فردای نامعلوم و پر خم بی تو می‌ترسم

بمان تنهاییم را با بهار بودنت پر کن

من از تنهایی در خیل آدم بی تو می‌ترسم...

+ نویسنده : سارا ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ - چاپ مطلب

پيام هاي ديگران()

چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۳

گم شده

می‌نویسم شاید آرام خیالاتم شود

ذره‌ای بن‌مایه‌ی تغییر حالاتم شود

تلخ و شیرین دلم را با قلم خط میزنم

شادی و اندوه را هم بیش و کم خط میزنم

واژه‌ها احساس دل را خوب جاری می‌کنند

اشک‌ها گاهی ورق را آبیاری می‌کنند

من خودم را سالها در واژه‌ها گم کرده‌ام

از خودم بس دور ماندم فکر مردم کرده‌ام

این‌چنین در بازی دنیا گرفتار آمدم

تا به اینجا مثل مرغی زار و بیمار آمدم

خسته و تنها و محزون، آتشی افروخته

آتشی انگار بی حاصل دلم را سوخته

گم شدم اینجا، دلم را یک نفر پیدا کند

این کویر بی رمق را بارشی دریا کند

+ نویسنده : سارا ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ - چاپ مطلب

پيام هاي ديگران()

دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳

آغاز دوباره

در آسمان بیکران، بال و پر خود باز کن

لیلای من، شیرین من، در آسمان پرواز کن

در خویشتن جاری شو و از زنگ من عاری شو و

درگیر هشیاری شو و از شوق و شادی ساز کن

آری تو او را دیده‌ای، پیشانیش بوسیده‌ای

از باغ او گل چیده‌ای، قدری برایش ناز کن

او می‌خرد ناز تو را، خوش می‌کند ساز تو را

می‌خواند آواز تو را، مهر ورا آواز کن

راز تو را می‌داند او، از غیر می‌پوشاند او

سقف سرت می‌ماند او، با او دمادم راز کن

از جام عشقش نوش شو، بر ساز مهرش گوش شو

مستش شو و مدهوش شو، بار دگر آغاز کن

+ نویسنده : سارا ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ - چاپ مطلب

پيام هاي ديگران()

چهارشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۳

خدا می‌داند!

گاهی وقت‌ها سردی خاطرات خون را در رگ قلم می‌خشکاند و صفحات دفتر دلت را از نوشته‌هایت بی بهره می‌گذارد. لحظه‌هایی هست که تنها کاغذها در دستانت تکه پاره می‌شوند و نوشته‌های گاه‌گاهت هم به زباله دان ذهنت می‌پیوندند؛ چراکه رقص قلم لبخند آرامشت را برنمی‌انگیزد.

اما دیگر زمان‌هایی هم هست که دلبستگی‌هایت به خون جاری در رگ‌های قلم و زخم‌های برآمده از ذهن و دلت بر تن کاغذ‌ها را با دل بستن به چیز‌هایی که می‌دانی چقدر ماندگارتر و خواستنی‌ترند معاوضه کرده باشی! آنجا که آرامش را در حضور مهربانان و خویشان می‌جویی. آنجا که جایی برای حضور نامردمان ناآشنا نیست، در آرامشی، بی آنکه نیازمند آرام‌بخش‌های مکمل باشی و تلاشت برای نوشتن، تنها تلاش برای زنده کردن توانیست که هرچند گاهی برایش دلتنگ می‌شوی اما درونت خود را از آن بی‌نیاز می‌داند.

تجربه‌ها در گذر زمان به تو آموخته‌اند که نامردمان در لباس مردانگی بسیارند. لبخند بر لب و خنجری پنهان در دست منتظر ایستاده‌اند تا فرصتی را غنیمت شمرده و وجودت را آزرده و قلب و روحت را زخمدار کنند. راه ورود غریبه‌ها را که ببندی، راه‌های آرامش و شادمانی بسیار در مسیرت گشوده خواهند شد.

بر فراز قله‌های آرامش می‌ایستی و آگاهی که چگونه دزدان آرامشت را از حریم زندگیت دور کنی. ایستاده‌ای و به خاطرات تلخ و شیرین گذشته و سوسوی ستاره‌های روشن آینده لبخند می‌زنی تا در همین لحظه شادمانه زندگی کنی.

خدایی هم هست که دستانت را به گرمی می‌فشارد و راهبرت می‌شود. تجربه‌های تلخ و شیرین را به دیگران نیز می‌چشاند و در محضر عدالتش برای تک‌تک پرسش‌های ذهن خلایقش پاسخی درخور دارد.

تجربه‌ها انسان خام را پخته می‌کنند. هرچند راه پخته شدن از آغاز تا انتهای زندگی ادامه‌دار خواهد بود اما روند تغییر را در یکایک رفتارها، کلمات، مکتوب و مشهود افراد می‌توان مشاهده کرد. من نیز این حقیقت را از درون نوشته‌های خویش به درستی شاهدم.

می‌دانم که دفتر اندیشه‌ها و خاطراتم تا زنده‌ام گشوده خواهد ماند، حتی اگر ماه‌ها بر سکوت ظاهر آن بگذرد.

در همین نزدیکی‌ام و باز هم قلم افکارم بر تن دفتر سایبان عشق حکاکی خواهد کرد. باز هم خواهم خواند و خواهم نوشت اما...

امروز یا فردا!؟ دور یا نزدیک!؟ ساده یا پیراسته!؟ با کدامین موضوع و از کدامین سوی!؟

خدا می‌داند!!

+ نویسنده : سارا ; ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ - چاپ مطلب

پيام هاي ديگران()